همپاى انقلاب - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٦٦٧ - خطبه اول
بود كه چون پيامبر صلى الله عليه و آله مرگِ خود را نزديك مىديد، مىخواست سرانِ جريان فكرى دوم را از شهر بيرون فرستد تا پس از او در شهر نباشند كه براى به دست گرفتنِ حكومتْ توطئه كنند. پيامبر صلى الله عليه و آله در باره كسانى كه حاضر نشدند همراه لشكر اسامه عازمِ جنگ شوند، فرمود:
«نَفِّذُوا جَيْشَ اسامَةَ لَعَنَ اللَّهُ مَنْ تَاخَّرَ عَنْهُ»[١]
مقابله دو جريان فكرى در صدر اسلام، آن قدر شديد بود كه در جريان انتخابِ حضرت على عليه السلام به ولايت، خداوند به پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: اگر اين مطلب را بيان نكنى، اصلًا رسالت خداوند را انجام ندادهاى! زيرا روح و باطنِ رسالت پيامبر صلى الله عليه و آله و تداومِ آن در گرو اعلامِ اين مطلب بود.
اى پيامبر! اگر فكر مىكنى كه زمينه اجتماعى براى پذيرش ولايت على عليه السلام وجود ندارد و مخالفان، جار و جنجال و اغتشاش مىكنند، نگرانِ آنها نباش؛ زيرا:
«وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ»[٢]
[و خدا تو را از مردمْ حفظ مىكند.]
برخى افراد براى اين آيه، شأن نزولِ ديگرى بيان مىكنند كه چنين است: گروهى از صحابه به نوبت از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله محافظت و پاسدارى مىنمودند. در يكى از جنگها، شب هنگام كه پيامبر صلى الله عليه و آله در خيمه خود خوابيده بود، جبرئيل خدمت ايشان رسيد و گفت:
محافظانِ شما در زحمت هستند. آنها را مرخص كن تا بروند. اگر هم كسى خواست كه به تو آسيبى برساند، نگران نباش؛ زيرا:
«وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ»[٣]
[و خدا تو را از مردمْ حفظ مىكند.]
اما اين شأن نزول، با سياق و شيوه سخن در آيههاى پيشين، ناسازگار است.
اختلاف بين دو جريان فكرى از صدر اسلام وجود داشت تا اينكه سرانجام زمانِ رحلت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرا رسيد و روح مقدسِ ايشان پرواز كرد. آنگاه پردهها بالا رفت. كينهها روشن شد و آن جريان فكرى كه در حادثه افْك، در صلح حُديبيّه و در جنگ حُنين، خود را نشان داده بود، در سقيفه بنى ساعده آشكارا به ميدان آمد و برخورد ميان دو جريان فكرى آغاز شد.
وقتى كه انسانْ حوادث سقيفه بنى ساعده را بررسى مىكند، متوجه مىشود كه چرا در حجّة الوداع رسول اللّه صلى الله عليه و آله اصرار مىنمود كه همه مسلمانان حتى آنها كه مسير حركتشان از سَمتِ غدير خم نبود، در مراسم غدير خم شركت كنند.
در روز غدير خم، پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به هيچ يك از مسلمانانْ اجازه مرخصى و عدم شركت در مراسم غدير خم را نداد. در آن روز، هوا بسيار گرم بود به حدّى كه مردم لباسهايشان را بيرون مىآوردند و آنها را دور پاهاى خود مىپيچيدند كه گرماى زمين، پاى آنها را نسوزانَد. در چنين شرايط سختى، پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله يك سخنرانى مفصل به اندازه يك جزء قرآن ايراد فرمودند.
اين نشان دهنده اهميتِ آن مطالب از نظر پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله است.
هدف پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از ايرادِ آن سخنرانىِ نسبتاً مفصل در روز غدير خم، اين بود كه مردم را آگاه و هوشيار كنند تا آن جريانِ خطرناك نتواند آنها را منحرف سازد.
اما متأسفانه جريان فكرى خطرناك پيروز شد و نزديك به يك قرن، آن هم قرن اول هجرى به درگيرى با اعضاى خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله و كشتارِ آنها پرداخت.
در كتاب مقاتل الطالبيّين نامهاى گروهى از
[١]- همان، ج ٢٧، ص ٣٢٤، باب ١، روايت ٤.
[٢]- سوره مائده( ٥)، آيه ٦٧.
[٣]- همان.