همپاى انقلاب - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٥١٢ - خطبه اول
يا خودكشى كردند.
ماركسيستها براى حاكميتِ فكرشان بر تمام دنيا، بسيار تلاش كردند. كار به جايى رسيد كه همه چيز را بر اساس ماركسيسم- لنينيسم تفسير كردند. علوم انسانى، منطق، فلسفه، مسائل اجتماعى و حتى دانش طب و علوم فنى را بر اساس ماركسيسم- لنينيسم تفسير كردند.
سپس روسها به فكر جهانگيرى افتادند.
بسيارى از مناطق دنيا را تصرف كردند.
حكومتهاى زيادى را ايجاد كردند. دنيا را به دو بلوك شرق و غرب، تقسيم نمودند.
پيمانهاى نظامى مختلف مانند پيمان ورشو را به وجود آورند.
كمونيستها در عرض حدود هفتاد و پنج سال حكومت، كشورهاى بسيارى را بلعيدند.
بعضى كشورها را تقسيم كردند و دور كشورها ديوار كشيدند. البته در اين هفتاد و پنج سال، مقاومتهايى در برابر كمونيستها صورت مىگرفت.
از طرف ديگر، دولتهاى اروپايى و آمريكا با تمام توانشانْ با قلم، فكر، ايجاد حزب و به راه انداختنِ جمعيتها و حركتهاى سياسى در برابر كمونيستها مقاومت كردند و به آنها صدمه زدند.
با وجود ضرباتى كه به كمونيستها وارد مىشد، آنها در ظاهر مانند سدّ آهنين پا بر جا و استوار ايستاده بودند.
در همين اواخر، برژينسكى گفت:
اردوگاههاى سوسياليستى، بسيار محكم و منظم و پا بر جا است و هيچ گونه خدشهاى در آنها ديده نمىشود و دهها سال پس از اين نيز به ثبات و بقا و پيشرفت خود ادامه خواهند داد.
مبارزات و قيامهايى كه عليه كمونيستها صورت مىگرفت، تنها ضربات مختصرى به آنها وارد مىكرد؛ اما اين ضربات هرگز براى كمونيستها يك خطر جدّى محسوب نمىشد.
حتى آمريكا براى اينكه در مقابل كمونيستها مقاومت كند، دستِ يارى و گدايى به سوى همه ملتهاى جهان دراز كرد و براى اين كار، جمعيتهاى زيادى به راه انداخت.
آمريكا در كنفرانس «بِحَمْدون»، صاحبان همه مذاهب دنيا، حق و باطل، و ناسخ و منسوخ از جمله مسلمانان، مسيحىها و يهودىها را دعوت كرد و امكانات بسيار وسيعى در اختيار آنها گذاشت تا دست به دست هم بدهند و با كمونيسم جهانى مبارزه كنند و جلوِ پيشرفتِ آن را بگيرند.
با وجود همه مبارزاتى كه عليه كمونيستها مىشد، آنها بسيار محكم بر جاى خود ايستاده بودند و ضرباتى را كه بر آنها وارد مىشد، جبران مىكردند. شرايط به گونهاى بود كه انسان فكر مىكرد ابرقدرت جهانى كمونيسم ديگر به مرحله تثبيت و سامان سياسىِ كامل رسيده است.
هر متفكر، دانشمند، جامعهشناس و سياستمدارى كه فكر مىكرد چگونه مىتوان با كمونيستها مبارزه كرد و آنها را از بين برد، تنها به يك جواب دست مىيافت. تنها راه حلى كه به نظر مىرسيد، اين بود كه يك جنگ اتمىِ جهانى آغاز شود و استكبار شرق و غرب يكديگر را از بين ببرند.
مردم دنيا شب خوابيدند. صبح كه از خواب برخاستند، ديدند قلعه و كاخ اردوگاه كمونيسم جهانى، خود در حال فرو ريختن است. چه اتفاقى افتاده است؟! هنوز بسيارى از تحليلگران، يك تحليل كاملًا مورد اعتماد در مورد اين حادثه ارائه نكردهاند.
از هر گوشه اردوگاه كمونيسم و سوسياليسم سابق، آثار كمونيسم زدايى و سوسياليسم زدايى ديده مىشود. در اين اردوگاه، فلان كشور كلمه «سوسياليستى» را