همپاى انقلاب - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٥١٤ - خطبه اول
هفته، كمونيست بودن كه افتخار آنها بود، به ننگِ آنها تبديل شد. اكنون در كشورهاى كمونيستى و سوسياليستىِ سابق، گروههاى فراوانِ مردم در خيابانها مىريزند و خواهان حذف و طرد و محاكمه رهبران سابقِ كشورهايشان مىشوند.
خداوند فرو پاشيدن اردوگاه كمونيسم را به صورتِ يك فرصت طلايى، آسان و رايگان در اختيار خداپرستان و بخصوص مسلمانان و نظام مقدس جمهورى اسلامى ايران قرار داد.
خداوند با نابود كردن اردوگاه كمونيسم، به ما فرمود: اين شما و اين اردوگاه ضد خدا كه همواره براى شما مشكلِ بسيار بزرگى بود و فكرتان را به خود مشغول مىكرد. خداوند اين مانع بزرگ تبليغاتِ دينى و دعوت به خدا و دعوتِ انبيا را در يك چشم به هم زدن، نابود كرد. (تكبير نمازگزاران)
آرى! خداوندى كه نمرود و قارون و فرعون را از بين بُرد، خداوندى كه بساط بزرگِ نمرود را با يك پشه بر هم زد، خداوندى كه با يك توفان يا زلزله، تمدنهاى بسيارى را بر باد داد، در عصر ما اردوگاه مستحكمِ كمونيسم را در يك چشم بر هم زدن، نابود كرد.
انديشمندان بشر مىگفتند: زمان ما، عصر علم و تكنيك است و براى رسيدن به هر هدفى، بايد راه مخصوصِ خودش را پيمود و ديگر دوره معجزه گذشته است.
آنها بايد پاسخ بدهند كه: اردوگاه كمونيسم جهانى چگونه نابود شد؟
كدام قدرتِ سياسى- نظامى با كدام امكاناتْ آن را شكست داد؟ از چه راهى اردوگاه كمونيسم جهانى، شكست داده شد؟
امروز در كشورهاى وابسته به اردوگاه سابق كمونيسم، كلمه «سوسياليستى» را از نام كشورهايشان حذف مىكنند. نام آدمها و خيابانها و سازمانها را عوض مىكنند.
برنامههاى آموزشىِ كشورهايشان را تغيير مىدهند و در اين كشورها، هر چيزى كه حتى به صورت ضعيف، بوى ماركسيسم- لنينيسم را بدهد، محكوم مىكنند.
من بسيار با خودم انديشيدم كه نامى براى حادثه فرو پاشيدن اردوگاه كمونيسم بيابم؛ اما خدا شاهد است كه نامى جز «معجزه قرن» براى آن نيافتم.
خداوند با نابود ساختن اردوگاه كمونيسم، مذهب را آزاد كرد و مانع بسيار بزرگى را از سرِ راه خداشناسان، خداجويان و خدا گويان برداشت.
اكنون وظيفه بسيار بزرگى بر دوشِ ما نهاده شده است. پس از نابودى اردوگاه كمونيسم، يك خلأ اعتقادىِ بسيار بزرگ در دنيا ايجاد شده است. چه چيزى بايد اين كمبود را جبران كند و اين خلأ را پر نمايد؟
با نابود شدن اردوگاه كمونيسم، بدون هر گونه سرمايهگذارى و تلاش از جانب ما، يك فرصت بسيار ارزشمند براى علاقهمندان و عاشقان به اسلام و گسترش آن، پديد آمده است.
كمونيستها بسيار تلاش كردند تا اساس منطق، فلسفه، سياست، آموزش و همه ابعاد جامعه را بر مبناى ماركسيسم-/ لنينيسم بنا كنند.
اكنون بناى ماركسيسم فرو ريخته است.
چه چيزى بايد جاى آن را بگيرد؟
اكنون همه اديان توحيدىِ جهان بايد تلاش كنند كه توحيد و خداپرستى، خلأ ناشى از شكست ماركسيسم را پر كند. از ميان اديان توحيدى مختلف جهان، كدام يك دلسوخته گسترش توحيد و خداپرستى است.
آيا يهودىها و اسرائيل دلباخته گسترش توحيد در جهان هستند؟
آيا دولتها و كشورهاى مسيحى مشتاقِ گسترشِ خداپرستى هستند؟