همپاى انقلاب - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٣١٩ - خطبه اول
همه از عوامل بروز اختلاف در جامعه و آسيب رسانيدن به وحدتِ جامعه هستند.
اگر ما هزار سخنرانى در باره وحدت بكنيم، اما به ريشههاى اختلاف توجه نكنيم، نمىتوانيم وحدت را در جامعه خودمان متحقق كنيم.
منظور من اين نيست كه اين عوامل اختلاف را از بين ببريم و همه را تابع يك زبان، يك نژاد، يك رنگ و مذهب واحد بكنيم. چنين چيزى ممكن نيست. منظور من اين است كه با اين موضوعات، آن گونه كه قرآن فرموده است، برخورد كنيم.
قرآن شريف مىفرمايد:
«... انَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ انْثى وَ جَعَلْنَاكُمْ شُعُوباً وَ قَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا انَّ اكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ اتْقيكُمْ ...»[١]
[... ما شما را از نرى و مادهاى بيافريديم.
و شما را جماعتها و قبيلهها كرديم تا همديگر را بشناسيد. هر آينه گرامىترينِ شما نزد خدا، پرهيزكارترينِ شما است ...]
براى برقرارى وحدت، بايد عوامل طبيعى اختلاف، مانند تفاوت رنگ و نژاد را هدايت كرد و نظريات مردم را اصلاح نمود.
عوامل اجتماعىِ اختلاف مانند اختلاف طبقاتى و اختلاف اقشار مختلف مردم نيز قابل تغيير هستند.
طبقات و اقشار مختلف را مىتوان تا حدودى به يكديگر نزديك كرد تا ريشه اختلاف بين آنها از بين برود و با يكديگر صميمى شوند.
دسته ديگرى از موانع وحدت و عوامل اختلاف، عوامل اخلاقى و درونى مانند انحصارطلبى، خودپسندى و خودمحورى است. اگر يك فرد يا يك گروه، خودبين و خودمحور باشد و بخواهد «فردى» و «صنفى» فكر كند، نمىتواند با ديگران وحدت داشته باشد. به عقيده من، پيمان وحدتِ چنين فرد يا گروهى با ديگران، لفظِ تو خالى و بى محتوا و اتلافِ وقت و خود فريبى است.
براى برقرارى وحدت، بايد عوامل روحى و اخلاقىِ اختلاف و جدايى را از بين بُرد.
بايد سراغ عوامل اخلاقى كه اختلاف و تشتت ايجاد مىكند و به آتش اختلاف، دامن مىزند رفت و به طور بنيادى، آن را برطرف كرد.
بايد ريشه اخلاقىِ اختلاف را از درونِ انسانها كَنْد. بايد با خودبينى، خودمحورى و انحصارطلبى، مبارزه كرد.
در يك جامعه هيچ كس حق ندارد خودمحور و انحصارطلب باشد. خداوند حقوق همه مردم جامعه را در كنار يكديگر خلق كرده و همه مردم در حقوقشان مساوى هستند. مگر حقوقى كه خود خداوند به برخى از افراد داده است. مثلا فردى را پيامبر يا امام كرده است و براى مرد يا زن يا مادر، حقوق خاصّى قائل شده است.
جز در مواردى كه خداوند حقوق خاصّى براى برخى از افراد قائل شده است، ادعاى انحصارِ حقّى را كردن، پراكندنِ ريشه اختلاف و بذر تفرقه است. اگر كسى سمّ اختلاف را در جيب داشته باشد و آن را مصرف كند و در همان حالْ با زبان، فريادِ وحدت بلند كند، اسمِ اين كار چيست؟
عدهاى ديگر از موانع وحدتْ اخلاقى نيستند، ريشه در دل انسان ندارند، مربوط به فكر و انديشه انسان هستند و ريشه در مغز دارند.
عدهاى از جهت فكرى و عقلى معتقدند كه مبناى عالَمِ خلقت بر «اختلاف» است؛ معتقدند كه خداوند، مستكبر را مستكبر و مستضعف را مستضعف، خلق كرده است. اينها معتقدند كه خداوند اگر مىخواست، مىتوانست همه را مستكبر يا همه را مستضعف
[١]- سوره حجرات( ٤٩)، آيه ١٣.