همپاى انقلاب - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٣٤٣ - خطبه دوم
گسترده به حد اقل برسد. من اميدوارم كه انشاءالله اين مردم حاضر در صحنه، فداكار و از خود گذشته و ايثارگر، به موفقيتهاى بسيار بيشترى نائل شوند.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ قُلْ يا ايُّهَا الْكافِرُونَ لَا اعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ وَ لَا انْتُمْ عابِدُونَ ما اعْبُدُ وَ لَا انَا عابِدٌ ما عَبَدْتُمْ وَ لَا انْتُمْ عابِدُونَ ما اعْبُدُ لَكُمْ دينُكُمْ وَ لِىَ دينٌ[١]
خطبه دوم
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ وَ الصَّلاةُ وَ السَّلامُ عَلى سَيِّدِنا وَ نَبِيِّنا ابِى الْقاسِمِ مُحَمَّدٍ وَ عَلى عَلِىٍّ اميرِ الْمُؤمِنينَ وَ عَلى فاطِمَةَ الزَّهْراءِ سَيِّدَةِ نِساءِ الْعالَمينَ وَ عَلَى الْحَسَنِ بْنِ عَلِىٍّ وَ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِىٍّ وَ عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ وَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ وَ عَلِىِّ بْنِ مُوسى وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ وَ عَلِىِّ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِىٍّ وَ الْخَلَفِ الْحُجَّةِ الْقائِمِ الْمُنْتَظَرِ الْمَهْدِىِّ صَلَواتُ اللَّهِ وَ سَلامُهُ عَلَيْهِمْ اجْمَعينَ.
عِبادَ اللَّه اتَّقُوا اللَّه!
اين هفته مصادف با سالگرد تأسيس كميته امداد حضرت امام خمينى است. قبل از خطبههاى من، گزارش تفصيلىِ خدمات كميته امداد را از زبان برادرمان شنيديد.
من اعضاى كميته كمكرسانى به مستضعفين و محرومين را به خلوص و پاكىِ نيّت مىشناسم.
بنا بر اين احساس وظيفه مىكنم كه در حدّ توانِ خودم به آنها كمك كنم. شما برادران و خواهران عزيز نيز آنها را يارى دهيد تا در اين كار خير بيش از پيش موفق باشند.
ديروز صدها پزشك، پيراپزشك و پرستار، از تهران در اينجا جمع شدند و با بدرقه خانوادههايشان از مسجد دانشگاه عازم جبههها و مناطق جنگى شدند. يارى دادن به رزمندگان عزيز، وظيفه همه ماست، هر چند كه از جانمان مايه بگذاريم.
اين پزشكان عزيزْ به خوزستان، باختران، كردستان و ايلام رفتند تا رزمندگان و مردم ساكن در مناطق جنگى را يارى دهند.
من نسبت به رزمندگان عزيز و همه يارى دهندگانِ آنها تعظيم، تشكر و قدردانى مىكنم. همچنين از اين برادران و خواهران گرامى كه در اين كار خير، شركت كردهاند، تشكر مىكنم.
خداوند تعالى در قرآن مىفرمايد:
«فَلَوْلا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِى الدّينِ»[٢]
[چرا از هر گروهى دستهاى به سفر نروند تا دانش دينِ خويش بياموزند.]
اين آيه شريفه در سياق آيات جنگ و جهاد است. با اين حال، قبل از انقلاب، مسافرتى كه در اين آيه شريفه به آن امر شده، در ارتباط با جبهه و جهاد تفسير نمىشد، زيرا اين آيه شريفه با عبارتِ «لِيَتَفَقَّهُوا»، هدف از مسافرتِ مورد نظرش را تفقّه و شناخت دين اعلام كرده است. بنا بر اين مسافرتِ مورد نظر در اين آيه شريفه، به گونهاى تفسير مىشد كه با هدفِ «شناخت دين» متناسب باشد. قبل از انقلاب كسى گمان نمىكرد كه رفتن به جبهه و جهاد، سبب شناخت دين و تفقّه در دين شود.
بنا بر اين، بر خلاف سياق اين آيه شريفه، آيه را در ارتباط با جبهه و جهاد تفسير نمىكردند و مىگفتند: منظور از «مسافرت» در اين آيه شريفه، مسافرت به مراكز علمى و حوزههاى علميه است؛ تا با هدفِ ذكر شده در اين آيه، يعنى «شناخت» متناسب باشد. بَعد مجبور مىشدند كه مرجع ضمير را اين طرف و آن طرف كنند و بگويند: آنها كه در خانههايشان ماندند،
[١]- سوره كافرون( ١٠٩).
[٢]- سوره توبه( ٩)، آيه ١٢٢.