همپاى انقلاب - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٧٩٠ - خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ قُلْ يا ايُّهَا الْكافِرُونَ لَا اعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ وَ لَا انْتُمْ عابِدُونَ ما اعْبُدُ وَ لَا انَا عابِدٌ ما عَبَدْتُمْ وَ لَا انْتُمْ عابِدُونَ ما اعْبُدُ لَكُمْ دينُكُمْ وَ لِىَ دينٌ[١]
خطبه دوم
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ بارِئِ الْخَلائِقِ اجْمَعينَ وَ الصَّلاةُ وَ السَّلامُ عَلى سَيِّدِنا وَ نَبِيِّنا ابِى الْقاسِمِ مُحَمَّدٍ وَ عَلى عَلِىٍّ امير الْمُؤْمِنينَ وَ فاطِمَةَ الزَّهْراءِ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ وَ عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ وَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ وَ عَلِىِّ بْنِ مُوسى وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ وَ عَلِىِّ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِىٍّ وَ الْحُجَّةِ الْقائِمِ الْمُنْتَظَرِ الْمَهْدِىِّ صَلَواتُ اللَّهِ وَ سَلامُهُ عَلَيْهِمْ اجْمَعينَ.
عِبادَ اللَّه! اتَّقُوا اللَّه.
به دنبال مطالبى كه در باره بازگشت به اسلام و اخلاق اسلامى، خدمتِ شما عرض كردم، چند جمله از يكى از دعاهاى صحيفه سجاديه را انتخاب كردهام كه برايتان بخوانم. اين جملات، ريشههاى اخلاقىِ فساد، نابسامانى و مشكلات جامعه را بيان مىكنند.
در تعاليم اسلامى، اصلاح جامعه از اصلاح افراد شروع مىشود. اگر افرادْ صالح شدند، جامعه نيز صالح مىشود و مشكلات جامعه برطرف مىشود.
در اين دعا كه در كتاب صحيفه سجاديه به نقل از امام سجاد عليه السلام نقل شده است، ريشههاى بسيارى از گناهان و مفاسد اخلاقىِ اجتماعى و فردى بيان شده است. امام سجاد عليه السلام در اين دعا چنين مىفرمايد:
«اللَّهُمَّ انّى اعُوذُ بِكَ مِنْ هَيَجانِ الْحِرْصِ»[٢]
[بار خدايا! به تو پناه مىبرم از حرص و آز.]
خدايا! از اين كه حسّ حرص و طمعِ من تحريك و برانگيخته شود، به تو پناه مىبرم.
انسان موجودى است كه طبعاً طمع دارد.
طمع به معناى خواستن خير و جلب منفعت است. وقتى حسّ طمع به مرحله زيادهطلبى و افزونخواهى برسد، حرص ناميده مىشود.
حرص، فكر انسان را خراب و انسان را فاسد مىكند. امام سجاد عليه السلام مىفرمايد:
خدايا! از اين كه حرصِ من برانگيخته شود و من دنبال فزونطلبى باشم، به تو پناه مىبرم.
افزونطلبىِ فرد، موجب فسادِ خود و خانواده و جامعهاش مىشود؛ زيرا حرص يك بيمارىِ روحىِ بسيار مهلك است.
ممكن است دو نفر هر دو حريص باشند؛ اما يكى از آنها امكاناتى نداشته باشد و فقط حرص بخورد. چنين فردى حد اكثر ممكن است بيمارىِ روحى و روانى پيدا كند.
اما فرد حريصى كه امكانات مادّى دارد و كسى جلوِ او را نمىگيرد، غوغا به پا مىكند و دنيا را به فساد مىكشاند.
ادامه دعا چنين است:
«اللَّهُمَّ انّى اعُوذُ بِكَ مِنْ هَيَجانِ الْحِرْصِ وَ سَوْرَةِ الْغَضَبِ»[٣]
[بار خدايا! به تو پناه مىبرم از حرص و آز و تندىِ غضب و خشم.]
غضب و عصبانيت، يكى از ريشههاى چهارگانه رذايل اخلاقى است. علماى اخلاق مىگويند: انسان براى ادامه حياتِ خود به قوه غضب نياز دارد. ولى قوه غضب بايد با ساير قواى بدن در حال اعتدال باشد.
وقتى قوه غضبْ شدت پيدا مىكند و برانگيخته و بحرانى مىشود، بويژه اگر فردى كه گرفتارِ غضب شده، قدرتمند و داراى سلطه باشد، در اين صورتْ بحرانى شدنِ قوه غضب
[١]- سوره كافرون( ١٠٩).
[٢]- ر. ك: صحيفه سجاديه، ترجمه فيض الاسلام، دعاى استعاذه، ص ٨٠.
[٣]- همان.