همپاى انقلاب - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٦٢٥ - خطبه دوم
مهدى عليه السلام] بر مستكبرانى كه در مقابل خداوندِ صاحب عرش عظيم، طغيان كردهاند، بلايى بزرگ نازل خواهد شد؛ اعدامِ آدمكشان و كشتنِ فاسقان.
«فَبِأَبى وَ امّى مِنْ عِدَّةٍ قَليلَةٍ اسْماءُهُمْ فِى الارْضِ مَجْهُولَةٍ قَدْ دانَ حينَئِذٍ ظُهُورُهُمْ.»[١]
پدر و مادرم فداى آن گروهِ اندكى باد كه در زمين گمناماند و در آن هنگام، زمان ظهورِ آنان فرا رسيده است.
«وَ لَوْ شِئْتُ لَاخْبَرْتُكُمْ بِما يَأْتى وَ يَكُونُ مِنْ حَوادِثِ دَهْرِكُمْ وَ نَوائِبِ زَمانِكُمْ وَ بَلايا ايَّامِكُمْ وَ غَمَراتِ ساعاتِكُمْ.»[٢]
اگر مىخواستم، حوادث آينده و رويدادهاى زمانتان و مصيبتها و حوادث تلخى كه در پيشِ رو داريد و ساعتهاى رنجهايتان، همه را برايتان مىگفتم.
«وَ لكِنْ افْضيهِ الى مَنْ افْضيهِ الَيْهِ، مَخافَةً عَلَيْكُمْ وَ نَظَراً لَكُمْ عِلْماً مِنّى بِما هُوَ كائِنٌ وَ ما يَكُونُ مِنَ الْبَلاءِ الشَّامِلِ.»[٣]
من از حوادثِ امروز و آينده و بلاهاى عمومى و گستردهاى كه در آينده بر شما نازل خواهد شد، آگاهم.
«ذلِكَ عِنْدَ تَمَرُّدِ الاشْرارِ وَ طاعَةِ اولِى الْخِسارِ.»[٤]
[نازل شدنِ آن بلاى عمومى و همهگير بر شما، ناشى از عملكردِ خودِ شما است.] و آن هنگامى است كه اشرارتان سركشى و طغيان مىكنند [و به مردمِ ايران حمله مىكنند و جنگ را به ملتِ ايران تحميل مىكنند] و شما نيز از آدمهاى بد، پيروى مىكنيد.
«ذلِكَ اوانَ الْحَتْفِ وَ الدِّمارِ، ذاكَ ادْبارُ امْرِكُمْ وَ انْقِطاعُ اصْلِكُمْ وَ تَشَتُّتُ الْفَتِكُمْ.»[٥]
آن روزگار، روزگارِ سركوب شدن و هلاكتِ شما و نابسامانىِ كارهايتان و قطعِ ريشههاى شما و پراكنده شدنِ رشتههاى دوستىِ شما و ظهور اختلاف در ميان شما است.
«وَ انَّما يَكُونُ ذلِكَ عِنْدَ ظُهُورِ الْعِصْيانِ وَ انْتِشارِ الْفُسُوقِ حَيْثُ تَكُونُ الضَّرْبُ بِالسَّيْفِ اهْوَنَ عَلَى الْمُؤْمِنينَ مِنْ اكْتِسابِ دِرْهَمٍ حَلالٍ.»[٦]
و نزولِ آن عذابِ عمومى بر شما، در هنگامى صورت مىگيرد كه ارتكابِ معصيتِ خداوند و گناهكارى، در ميانِ شما آشكار و فراوان شده باشد. هنگامى كه براى مؤمنين، جنگيدن با شمشير، بس آسانتر از به دست آوردنِ يك درهم از راه حلال است.
«حينَ لا تُنالُ الْمَعيشَةُ الَّا بِمَعْصِيَةِ اللَّهِ فى سَمائِهِ.»[٧]
هنگامى كه هيچ كس جز با معصيتِ خدا در آسمانها نمىتواند زندگى مادّىِ خود را اداره كند.
«حينَ تَسْكُرُونَ مِنْ غَيْرِ شَرابٍ وَ تَحْلِفُونَ مِنْ غَيْرِ اضْطِرارٍ وَ تَظْلِمُونَ مِنْ غَيْرِ مَنْفَعَةٍ وَ تَكْذِبُونَ مِنْ غَيْرِ احْراجٍ تَتَفَكَّهُونَ بِالْفُسُوقِ وَ تُبادِرُونَ بِالْمَعْصِيَةِ. قَوْلُكُمُ الْبُهْتانُ وَ حَديثُكُمُ الزُّورُ وَ اعْمالُكُمُ الْغُرُورُ.»[٨]
[اى مردم عراق! اين حوادث] در زمانى صورت مىگيرد كه شما بدون شراب خوردن مست مىشويد و بدون ناچار شدن، سوگند ياد مىكنيد و بدون اينكه سودى ببريد، ستم مىكنيد و بدون آنكه در تنگنا واقع شويد، دروغ مىگوييد و با گناه ورزيدن به مزاح مىپردازيد و در نافرمانىِ اوامر الهى سرعت و پيشى مىجوييد و گفتارتان بهتان و سخنانتان باطل و كردارتان فريبنده است.
[١]- همان.
[٢]- همان.
[٣]- همان.
[٤]- همان.
[٥]- همان.
[٦]- همان.
[٧]- همان.
[٨]- همان.