همپاى انقلاب - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ١٤٦ - خطبه اول
شكست مىخوريد و اگر شكست بخوريد، اسلام شكست مىخورد. شما يك طاغوتى را برداشتيد و به جاى او يك حكومت اسلامى گذاشتيد. شما اين كار را كرديد، بايد دنبالش باشيد و نگهش داريد.[١] انسان يك موجودِ كمال طلب است و به مشيّت پروردگار، در مسير كمالْ خلق شده است. وسايل، سرمايهها و ابزارِ رسيدن به كمال هم به شكل استعدادهاى گوناگون در نهاد و روح و مغز او قرار داده شده است.
از آنجا كه انسان يك موجودِ داراى اراده و انتخاب كننده است، رسيدن اين قوّهها به فعليّت و شكوفا شدنِ اين استعدادها، رسيدن به كمالات معنوى و روحى و حتى جسمى، نياز به انديشه و تدبير و تلاش مداوم دارد تا انسان بتواند از اين نعمتهاى خدادادى در مسير صحيح استفاده كند.
جامعههاى بشرى كه از مجموعه انسانها به وجود مىآيند، نيز همين حكم را دارند.
جامعههاى بشرى هر قدر از نظر طبيعى داراى امكانات، ذخاير، ثروتهاى زيرزمينى، رو زمينى و موقعيتِ حسّاس منطقهاى باشند، براى دست يافتن به كمال، سلامت، اتحاد، انسجام، ترقى و خوشنودى و رضايت مردمْ نياز به تلاشِ فراوان دارند.
ساختن يك جامعه كاملًا سالم، بسيار مشكل است و ما اگر بخواهيم بدانيم كه دستيابى به اين هدف، چقدر مشكل است، مرورى بر تاريخ و وضع فعلىِ دنيا و جامعههاى بشرى، به خوبى اين موضوع را به ما نشان مىدهد.
شكستهايى كه براى جوامع گوناگون پيش آمده، به ما نشان مىدهد كه اين بار چقدر سنگين و چقدر مهم است، بخصوص اگر جامعهاى در شرايط فعلىِ ما باشد.
اهميت استفاده از فرصتها از يك سو و وضع كنونىِ ما از سوى ديگر، موجب مىشوند كه ما نياز به تلاش و تدبير بيشترى داشته باشيم. در جامعه ما در نتيجه انقلاب، شرايط اجتماعى دگرگون شده است.
آنچه به دستِ ما رسيده، يك مشت خرابى، ويرانى و بىسامانى است. چيزهايى هم كه در آن دوره، متناسب با آن فرهنگ، آن جامعه، آن نظام و آن رژيم بوده، متناسب با اين نظام و فرهنگِ انقلاب نيست و بايد اصلاح و عوض شود.
افزون بر اينها، مشكلاتِ ناشى از ضد انقلاب و دشمنىهاى داخلى و خارجى هم وجود دارند. وقتى كه اينها را روى هم در نظر مىگيريم، مىبينيم كه وظيفه سنگينى بر دوشِ ماست.
بنا بر اين، نه تنها سالها و ماهها و هفتهها، بلكه حتى روزها و ساعتها و دقيقهها و لحظهها را هم نبايد بدون بهرهگيرى از آنها و استفاده صحيح از آنها از دست بدهيم.
موقعيت آنچنان حساس است كه حتى ممكن است براى يك شخص، يك لحظه بدون بهرهگيرى نيز در نزد خداوند، «ذَنْب لا يُغْفَر»[٢] باشد و خداوند عذرِ ما را در آن مورد نپذيرد.
برادران عزيز! خواهران گرامى! جامعه ما داراى خيلِ عظيمى از دهقان و روستانشين است. كشور ما چهل و دو ميليون جمعيت دارد.
چهل درصد از جمعيت ما كشاورزند و ما با مشكلات پيچيده كشاورزى روبرو هستيم.
تعداد بسيار زيادى كارگر داريم، با مسائل كارگرىِ مخصوص به خود. دشمنان ما از قبل طمع كردهاند كه كارگران ما را منحرف كنند و از راه به در سازند. اين يك گرفتارىِ بسيار بزرگ است.
هر چند تا كنون ما نتوانستهايم صنعتى شويم، اما كم و بيش در راه صنعتى شدن هستيم. بنا بر اين، مجتمعهاى كارگرى و مسائل و مشكلات كارگرى را داريم.
دشمنان ما به كارخانهها چشمِ طمع دوختهاند؛ اگر غفلت كنيم، نفوذ مىكنند و مقاصد شومِ خود را انجام مىدهند.
همچنين در بازار و دانشگاه، مشكلاتى داريم. وقتى كه همه اين مشكلات را كنار هم مىگذاريم و مىبينيم سال ششم پيروزى انقلاب ماست، از خود مىپرسيم: تا چه زمانى مىخواهيم همه اين مشكلات را حل كنيم؟
اگر فرصتها را از دست بدهيم، اگر امروز و فردا كنيم، اگر تسامح و كاهلى كنيم، اين گِرهْ باز شدنى نيست و اين مشكلاتْ حل نخواهد شد.
اگر ما تابع وظيفه دينى باشيم، احساس مسئوليت و احساس وظيفه كنيم، اگر واقعاً عاشقانه دنبال انجام وظايف برويم، اگر ادارات ما، دانشگاه ما، بازار ما، دهقان ما و همگان و به طور كلى اگر هر كسى در كارش عشق و انگيزه و همّتش همانند رزمندگان عزيزى باشد كه در سنگرها، در زير آتش و در كام مرگ مىرزمند، انشاءالله همه مشكلات حل خواهد شد.
در جامعه ما افراد بسيارى هستند كه سرشان را پايين انداختهاند و شبانهروز تلاش مىكنند؛ فرسوده شدهاند، اما عشقشان از بين نرفته است.
اين گونه افراد با احساس مسئوليت مذهبى، تمام كارهايى را كه از عهدهشان بر مىآيد، با كمال ميل انجام مىدهند.
ما آنها را فراموش نمىكنيم. همچنين احساس مسئوليتِ مردم راجع به مسائل پشت جبهه و نظاير اينها را هم فراموش نمىكنيم، از مردم تشكر مىكنيم و براى آنها دعا مىنماييم؛ اما عرض من اين است كه انگيزه و همّت ما در انجام همه كارها، اين گونه باشد.
دو چيز، انقلاب ما را تهديد مىكند.
خدا را گواه مىگيرم كه من از اين دو چيز، بسيار مىترسم و فكر مىكنم افراد ديگرى هم هستند كه اين دو چيز، فكر و نظر آنها را مشغول ساخته است.
اولين چيزى كه از آن مىترسم، از دست دادنِ فرصتها است و دومينِ آن، از دست دادن نيروها است. اين دو چيز، بسيار مرا نگران مىكند. اگر در ادارات،
[١]- ر. ك: صحيفه نور، انتشارات سازمان مدارك فرهنگى انقلاب اسلامى، ج ١٩، ص ٦٠-/ ٦٤( كلام امام خمينى رحمه الله در تاريخ ٢٣ شهريور ١٣٦٣).
[٢]-/ ذَنْب لا يُغْفَر: گناه نابخشودنى.