همپاى انقلاب - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٨٠٦ - خطبه اول
پر از حق و باطل و خير و شر و سعادت و شقاوت و صلاح و فساد است. معمولًا در همه گوشه و كنار جهان و در همه مظاهر عالَم، جنبههاى مثبت و منفى وجود دارد. شايد بتوان گفت كه وقتى بيشتر پديدهها را در نظر مىگيريم، از هر نوعى كه باشند، خواه فردى يا اجتماعى، طبيعى يا غير طبيعى و ... يك روى آنها حق و خير است و روى ديگرِ آنها شر و باطل است. يعنى هر پديدهاى يك سكه دو رو است.
انسانها از نظر خلقت، طورى آفريده شدهاند كه عاشق كمال و خير و سعادت و صلاح و حق هستند. ما نمىتوانيم انسانى را بيابيم كه بگويد من از ميان حق و باطل، باطل و از ميان خير و شر، شر و از ميان صلاح و فساد، فساد را انتخاب مىكنم. خداوند از نظر فكر و انديشه، چنين انسانى را خلق نكرده است.
اما متأسفانه از نظر عملكرد، مطلبْ كاملًا بر عكس است. يعنى در مقام عمل، افرادى كه راه شر و شقاوت و فساد را مىپيمايند، تعدادشان خيلى بيشتر از كسانى است كه راه حق را طى مىكنند.
خداوند متعال مىفرمايد:
«اعْمَلُوا آلَ داوُدَ شُكْراً وَ قَليلٌ مِنْ عِبادِىَ الشَّكُورُ»[١]
[اى خاندان داود! براى سپاسگزارى كارى كنيد و اندكى از بندگان من سپاسگزارند.]
يعنى تعداد افراد مؤمن و شاكر بسيار كم است. همچنين خداى متعال مىفرمايد:
«لكِنَّ اكْثَرَ النَّاسِ لا يُؤْمِنُونَ»[٢] و «اكْثَرُهُمُ الْفاسِقُونَ»[٣] اين يك تضاد و يك معما است كه انسان در مقام فكر و انديشه، هميشه طالبِ حق و كمال و صلاح است؛ اما از نظر عملْ بيشتر انسانها كافر و فاسق و فاسدند و تعداد افراد مؤمن و صالح نسبت به افراد كافر و فاسق بسيار كم است. اين چه تضاد و معمايى است كه بشر از آغاز خلقتِ خود، با آن روبرو بوده و نتوانسته است آن را حل كند؟
ما مىدانيم كه همراه با گذشت زمان و پيشرفتها و اكتشافات علمى و تكنيكى، انسان از نظر زندگى مادّى، از پستترين مراحل به اوجِ عزت رسيده است؛ اما از نظر طرفدارى از حق و صلاح و خير، انسان يك قدم هم بر نداشته است.
به عنوان مثال، ما نمىتوانيم بگوييم امروز نسبتِ افراد خوب به افرادِ بد، از هزار سال پيش، بيشتر شده است. ما وقتى كه به تاريخ نگاه مىكنيم و گرايش بشر در عصرهاى مختلف به حق و باطل، خير و شر، زشتى و زيبايى را مقايسه مىكنيم و مىسنجيم، نمىتوانيم بگوييم كه گرايش بشر به سوى حق و خير، بيشتر شده است.
امروز رسانههاى گروهى در اختيار همه مردمِ دنيا است و اخبار رويدادهاى دنيا را منعكس مىكند. در نتيجه مردم از آنچه در دنيا مىگذرد، آگاه هستند. آيا فجايع و جنايتهايى كه در عصرهاى گذشته صورت مىگرفت، از آنچه امروز صربها در بوسنى مرتكب مىشوند، بيشتر و شديدتر بود؟
آيا بشر در بدترين دورههاى زندگىِ خود در عصرهاى گذشته، جناياتى بدتر از آنچه امروز در مورد مردم فلسطين صورت مىگيرد، انجام داده است؟ بشريت در گذشته نيز استعداد انجام اين آدمكشىها، زورگويىها، هوس پرستىها، فساد و تجاوز به حقوق مردم را داشت؛ ولى تاريخ نشان مىدهد كه بشر كمتر مرتكبِ اين جرايم مىشد. چرا امروز بشر بيش از گذشته، مرتكبِ اين فسادها و
[١]- سوره سبأ( ٣٤)، آيه ١٣.
[٢]-/ سوره غافر( ٤٠)، آيه ٥٩.
[٣]- سوره آل عمران( ٣)، آيه ١١٠.