همپاى انقلاب - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ١٩٨ - خطبه اول
فرهنگ بيگانه معمولًا يك چيز مسخره و رسوا مىشود و مقلِّدين خود را بوزينهوار بار مىآوَرَد.
در كشور ما نيز اين روند تلخ، تا مقدار زيادى انجام شده بود؛ امپرياليزم غرب همه چيزِ ما را غارت كرد و به جاى آنها فرهنگ شوم خود را به ميراث گذاشت.
با پيروزى انقلاب اسلامى، نظام كشور ما، نظام اسلامى شد. در نظام اسلامى، بايد فرهنگ مردم هم اسلامى باشد وگر نه بين نظام و فرهنگ كشور، تناقض به وجود مىآيد.
با انقلاب اسلامى، ما فرهنگ بيگانه را رها كرديم و به خود و به اسلام باز گشتيم.
اگر ما بخواهيم بازگشتمان به اسلام، صد در صد درست باشد، بايد آثار فرهنگ غربى در ميان ما كاملًا از بين برود و فرهنگ اسلامى و آثارش جايگزينِ آثار فرهنگ غربى شود.
به همين دليل در نماز جمعه گذشته، من عرض كردم كه اگر مىخواهيم جامعه و كشورمان را اسلامى كنيم، صحيحترين و مؤثرترين و نزديكترين راه، از طريق اصلاح فرهنگ جامعه است. فرهنگ اسلامى بر طبق تنظيمى كه مرحوم مجلسى در كتاب بحار الانوار انجام داده است، با حقوق اسلامى آغاز مىشود.
اسلام داراى فرهنگ بسيار غنى و سرشار است. در صدر اسلام، رسول الله صلى الله عليه و آله تلاش فراوانى در زدودن فرهنگ جاهلى، فرهنگ شرك و استكبار و جايگزين كردن فرهنگ اسلامى نمود. در دوران ائمه عليهم السلام نيز اين حركتْ پيگيرى شد. به همين خاطر، ما در اسلام، در اين باره، منابع و مآخذِ فراوانى داريم.
يكى از منابعى كه براى شناخت فرهنگ اسلامى وجود دارد، كتاب ارزنده بحار الانوار است كه يك دوره دائرة المعارف آثار اهل بيت عليهم السلام است. عنوان جلد شانزدهم[١] اين كتاب، «كتابُ العِشْرَة» يعنى فرهنگ عمومى و آداب معاشرت از ديدگاه اسلام است.
علامه مجلسى رحمه الله در «كتابُ العِشْرَة»، يك دوره آداب و فرهنگ اسلامى و اينكه انسان در طول عمرش چگونه بايد زندگى كند را از ديدگاه اسلام بيان كرده است؛ از مراسم نامگذارى طفل تا روابطش با افراد، مراسم عزا و عروسى و كيفيت دفن كردن انسان و خلاصه، همه آداب مورد نياز انسان را بيان كرده است.
بايد «كتابُ العِشْرَة» بحار الانوار به زبان فارسى ترجمه شود و در رسانههاى گروهى، صدا و سيما، مطبوعات، سخنرانىها، خطبههاى نماز جمعه و مجالس وعظ و اندرز، روى آن تبليغ شود تا مردم با فرهنگ غنىّ اسلامى آشنا شوند.
فرهنگ اسلامى، طبق تنظيم بحار الانوار با «كتاب الحقوق» آغاز مىشود. از حضرت على بن الحسين امام سجاد عليهما السلام رسالهاى به نام «رسالة الحقوق» به جاى مانده است.
مرحوم مجلسى در «كتابُ العِشْرَة» در باب جوامع الحقوق، اين رساله را با دو سند نقل كرده است. يك سند، از طريق شيخ صدوق از كتاب خِصال به ابو حمزه ثمالى مىرسد كه اين سند، بسيار معتبر است.
نقل دوم، از طريق كتاب تحف العقول است. سند اول، بسيار معتبرتر است؛ اما متنِ نقل شده با سند دوم نيز بسيار پر محتوا است.
مرحوم مجلسى «كتابُ العِشرَة» بحار الانوار، يعنى فرهنگ و آداب اسلامى را با «رسالة الحقوق» آغاز كرده است.
بسيار شايسته است كه ما نيز نقطه آغازِ
[١]-/ منظور، جلد شانزدهم طبق چاپ قديم است؛ اما در چاپ جديد اين كتاب در جلد ٧٤ است.