همپاى انقلاب - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٥٨٤ - خطبه دوم
اكنون امير كويت تنها نشسته است و به دهانِ بوش نگاه مىكند. نگران است كه آيا بوش نامى هم از او مىبَرَد يا تنها در باره عربستان صحبت و دفاع مىكند؟ لحظهاى هم با اضطراب، رويش را بر مىگرداند تا ببيند ملك حسين و ديگران چه مىگويند.
خدايا! روزى من گفتم: كويت! تو هم؟! اكنون همه مىبينيم كه كويت چگونه شكست خورده است.
از ديدگاه ما، تجاوز بد است. فرقى نمىكند كه به چه كسى تجاوز شود. در هر صورت، تجاوز قبيح است. امام سجاد عليه السلام فرمود: اگر شمر بن ذى الجوشن، آن شمشيرى را كه با آن، سرِ پدرم حسين بن على عليه السلام را بُريد در نزد من به امانت مىگذاشت، من به آن امانت، خيانت نمىكردم. خيانت بد است.
صدام! تو محكوم هستى.
صدام! تو يك بار به كشورى تجاوز كردى و نتيجه آن را ديدى. چرا براى دومين بار همان اشتباه را تكرار كردى؟ چرا كويت را بلعيدى؟ دولتِ ما سياستِ خود را اعلام كرده است. تجاوز، محكوم است. از ديدگاه دولت و ملت ايران، تجاوزگر بايد دست از تجاوزِ خود بردارد و به پشتِ مرزهايش باز گردد.
پوست خربزهاى زير پاى صدام گذاشتهاند و او را درگيرِ اين مشكلِ تجاوز به كويت نمودهاند. معلوم نيست كه بتواند از اين مشكل نجات پيدا كند. دنيا عليه صدام تحريك شده است.
به عقيده من، صدام قبل از آنكه با آمريكا و ديگر كشورهاى دنيا درگير شود، همچنان كه در يك لحظه درست فكر كردن، قرارداد ١٩٧٥ را پذيرفت و اعلام كرد كه به پشتِ مرزها عقبنشينى مىكند و اسرا را آزاد مىنمايد، بايد همان گونه بگويد كه:
من از تجاوز به كويت پشيمانم و به پشتِ مرزهاى كشورِ خودم بر مىگردم.
(تكبير نمازگزاران)
صدام! آيا تو خيال مىكنى كه اگر دست از تجاوز به كويت بردارى، تحقير خواهى شد و ديگر ابرمردِ عرب نخواهى شد؟ تو مطمئن باش كه هرگز ابرمرد عرب نخواهى شد.
نخواهند گذاشت كه تو ابرمرد عرب شوى.
صدام! اگر يك دقيقه درست فكر كنى و از عملِ وحشيانه و قبيحِ خودت دست بردارى، ديگر امپرياليسم جهانخوار بهانهاى ندارد كه به خليج فارس بيايد و آتشى بيفروزد كه همه را فرا گيرد. اگر دست از اين كارِ خود بر ندارى، تو هم در جنايتِ تجاوز امپرياليسم به خليج فارس، شريك هستى.
صدام اگر بخواهد كارى عُقلايى كند، بايد بدون قيد و شرط از تجاوز به كويت، دست بردارد و از كويت عقبنشينى كند. صدام گفته است: اسرائيل از سرزمينهاى اشغالىِ اعراب، عقبنشينى كند تا من هم از كويت عقبنشينى كنم. سوريه از لبنان عقبنشينى كند تا من هم از كويت عقبنشينى كنم.
صدام! اين حرفها چيست كه بر زبان مىآورى؟ به جاى اين حرفها، بگو:
من به كويت تجاوز كردم و اكنون دست از تجاوزِ خودم بر مىدارم. در مورد ايران، گفتى:
من ده سال اشتباه كردم و به ايران تجاوز نمودم. اكنون درست عمل مىكنم و قرارداد ١٩٧٥ را مىپذيرم.
در مورد كويت نيز بگو: من ١٥ روز اشتباه كردم و به كويت تجاوز كردم.
اكنون دست از اشتباه خودم بر مىدارم و از خاكِ كويت عقبنشينى مىكنم.
بگذار بگويند: صدام ترسيد و از ترس، عقبنشينى كرد. اگر انسان را ترسو بنامند، بهتر از اين است كه او را متجاوز، آدمخوار و هيتلر بنامند. صدام لقمهاى را در دهان گذاشته كه نمىداند با آن چه كار كند. چون لقمه خوبى است، نمىتواند آن را تُف كند، زيرا