همپاى انقلاب - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٥٠٥ - خطبه اول
[ما از آنِ خدا هستيم و به او باز مىگرديم.]
همه اجزاى عالَم هستى تماماً به فرمانِ خداوند هستند؛ چنانكه قرآن كريم مىفرمايد:
«انْ مِنْ شَىْءٍ الَّا يُسَبِحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبيحَهُمْ»[١]
[هيچ موجودى نيست جز آنكه او را به پاكى مىستايد، ولى شما ذكرِ تسبيحشان را نمىفهميد.]
گروهى از اجزاى اين جهان هستى، بنى آدم يا انسان ناميده مىشوند.
انسان همواره در حالِ فعاليت است، با گوش مىشنود، با پا راه مىرود، با زبان صحبت مىكند. حتى اگر اندامهايش هم آرام باشند، با ذهنش فكر مىكند.
آيا شما تا به حال تمرين كردهايد كه براى چند لحظه، كاملًا بى كار باشيد؟ آزمايش كنيد و ببينيد آيا مىتوانيد اعضاى بدن و ذهنِ خود را چند دقيقه از فعاليت كردن، باز بداريد؟
اگر آزمايش كنيد، خواهيد ديد كه نمىتوانيد تمام اعضاى بدن و ذهن خود را از فعاليت كردن باز بداريد و متوقف كنيد.
ممكن است اعضاى بدنِ شما براى چند لحظه هيچ حركتى نكنند؛ اما ذهن شما همواره در حال فعاليت و حركت است. افعالى كه ما با اعضاى مختلفِ بدن و با ذهنمان انجام مىدهيم، اگر هماهنگ و مطابق با روند تكاملىِ پيكر جهان هستى باشند، عمل نيك ناميده مىشوند. پس عمل نيك، هماهنگ و مطابق با اراده متجسّمِ خداوند است.
اگر انسان، عملى مخالف با روند تكاملىِ پيكر جهان هستى انجام دهد، آن عملْ قبيح ناميده مىشود.
بنا بر اين، اكنون حكم كلىِ شناسايىِ عمل پليد برايمان روشن شد. مصاديق اين حكم كلى را چگونه بايد شناسايى كنيم؟ به تعبير ديگر، من از كجا بفهمم كه به عنوان مثالْ اين سخنِ من، مطابق روند تكاملى جهان هستى است يا مخالف آن است؟
در اينجا نقش شارع براى ما آشكار مىشود. شارع به ما مىگويد: نماز بخوان! روزه بگير! قرآن بخوان و به حج برو! به خلقِ خدا خدمت كن و ... اين كارها خوب است. اين كارها، مطابق با آن حركت تكاملىِ دنيا است.
شارع به ما مىگويد: غيبت نكن! تهمت نزن! دروغ نگو! ظلم نكن! اين كارها بد است و مخالف حركت تكاملىِ جهان هستى است. اگر مرتكب انجام اين كارها بشويد، در مقابل و بر ضدّ حركت تكاملىِ پيكره واحدِ
[١]-/ سوره اسراء( ١٧)، آيه ٤٤.