رساله توضيح المسائل - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٤٨١ - احكام حواله
است، جنس ديگرى حواله دهد، مثلًا به كسى كه جو بدهكار است گندم حواله دهد، تا او قبول نكند حواله صحيح نيست.
«مسأله ٢٥٨٣» هنگامى كه انسان حواله مىدهد، بايد بدهكار باشد؛ پس اگر بخواهد از كسى قرض كند، تا وقتى از او قرض نكرده نمىتواند او را به كسى حواله دهد كه آنچه را بعداً قرض مىدهد، از آن شخص بگيرد.
«مسأله ٢٥٨٤» مال مورد حواله بايد براى حواله دهنده و طلبكار معيّن باشد، يعنى مردّد نباشد؛ پس اگر مثلًا ده من گندم و هزار تومان پول به يك نفر بدهكار باشد و به او بگويد: «يكى از دو طلب خود را از فلانى بگير» و آن را معيّن نكند، حواله درست نيست.
«مسأله ٢٥٨٥» اگر بدهى واقعاً معيّن باشد، ولى بدهكار و طلبكار در هنگام حواله دادن، مقدار يا جنس آن را ندانند، حواله صحيح است؛ مثلًا ا گر طلب كسى را در دفتر نوشته باشد و پيش از ديدن دفتر حواله بدهد و بعد دفتر را ببيند و به طلبكار مقدار طلبش را بگويد، حواله صحيح مىباشد.
«مسأله ٢٥٨٦» طلبكار مىتواند حواله را قبول نكند، اگرچه كسى كه به او حواله شده فقير نباشد و در پرداختن حواله هم كوتاهى ننمايد.
«مسأله ٢٥٨٧» اگر به كسى حواله بدهد كه بدهكار نيست، چنانچه او حواله را قبول كند، پيش از پرداختن حواله نمىتواند مقدار حواله شده را از حواله دهنده بگيرد و اگر طلبكار طلب خود را به مقدار كمترى صلح كند، كسى كه حواله را قبول كرده، همان مقدار را مىتواند از حواله دهنده مطالبه نمايد.
«مسأله ٢٥٨٨» هرگاه ديگرى به صورت مجانى حواله را پرداخت كند يا پرداختن آن را ضمانت نمايد و طلبكار بپذيرد، بدهى از عهده كسى كه به او حواله شده ساقط مىشود.
«مسأله ٢٥٨٩» بعد از آن كه حواله درست شد، حواله دهنده و كسى كه به او حواله شده نمىتوانند حواله را به هم بزنند و اگر كسى كه به او حواله شده در هنگام حواله فقير نباشد- يعنى غير از چيزهايى كه در دين مستثنى است مالى داشته باشد كه