رساله توضيح المسائل - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٦٣٤ - احكام وصيّت
اطّلاع ندهد كه براى عمل كردن به وصيّت حاضر نيست، بنابر احتياط واجب بايد وصيّت او را انجام دهد و همچنين اگر وصىّ پيش از مرگ هنگامى متوجّه شود كه بيمار به واسطه شدّت بيمارى نتواند به ديگرى وصيّت كند، احتياط واجب آن است كه وصيّت را قبول نمايد.
«مسأله ٣٣٢٦» اگر كسى كه وصيّت كرده بميرد، وصىّ نمىتواند ديگرى را براى انجام كارهاى ميّت معيّن كند و خود از كار كناره گيرى نمايد، ولى اگر بداند مقصود ميّت اين نبوده كه خود وصى آن كار را انجام دهد بلكه مقصود او فقط انجام كار بوده، مىتواند ديگرى را از طرف خود وكيل نمايد.
«مسأله ٣٣٢٧» اگر كسى دو نفر را وصى كند، چنانچه يكى از آن دو بميرد يا ديوانه يا كافر شود، در صورتى كه هر دو مستقلّاً وصى نباشند، حاكم شرع يك نفر ديگر را به جاى او معيّن مىكند و اگر هر دو بميرند يا ديوانه يا كافر شوند، حاكم شرع دو نفر ديگر را معيّن مىكند، ولى اگر يك نفر بتواند وصيّت را عملى كند، معيّن كردن دو نفر لازم نيست.
«مسأله ٣٣٢٨» اگر وصىّ نتواند به تنهايى كارهاى ميّت را انجام دهد، حاكم شرع براى كمك او يك نفر ديگر را معيّن مىكند.
«مسأله ٣٣٢٩» اگر مقدارى از مال ميّت در دست وصى تلف شود، چنانچه در نگهدارى آن كوتاهى كرده و يا تعدّى نموده باشد- مثلًا ميّت وصيّت كرده باشد كه فلان مقدار به فقراى فلان شهر بده و او مال را به شهر ديگر برده و در راه از بين رفته باشد- ضامن است و اگر كوتاهى نكرده و تعدّى هم ننموده باشد، ضامن نيست.
«مسأله ٣٣٣٠» هرگاه انسان كسى را وصىّ كند و بگويد كه: «اگر آن فرد از دنيا رفت، فلانى وصى باشد»، بعد از آن كه وصىّ اوّل مُرد، وصىّ دوم بايد كارهاى ميّت را انجام دهد.
«مسأله ٣٣٣١» واجبات مالى الهى، مانند حجّى كه بر ميّت واجب است و بدهكارى و حقوقى كه مثل خمس و زكات و مظالم، ادا كردن آنها واجب مىباشد و همچنين بدهىها و حقوق مردم را، بايد از اصل مال ميّت بدهند، اگرچه ميّت براى آنها وصيّت نكرده باشد.
«مسأله ٣٣٣٢» اگر مال ميّت از بدهى و حجّ واجب و حقوقى كه مثل خمس و