رساله توضيح المسائل - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٥٥٠ - مسائل متفرّقه زناشويى
اوّل: مرتدّ فطرى، و او شخصى است كه پدر و مادرش و يا يكى از آنها هنگام انعقاد نطفه او و هنگام تولدش مسلمان بودهاند و وى تا هنگام بلوغ، تحت سرپرستى و تربيت دينى آنها و يا كسى بوده كه اجمالًا مقيّد به شرع اسلام و احكام آن بوده است و پس از بلوغ، اظهار اسلام نموده و سپس از دين اسلام خارج شده و آن را اظهار نموده است و اگر يكى از اين قيود نيز موجود نباشد، احكام مرتدّ فطرى بر وى جارى نمىشود.
دوم: مرتدّ ملّى، و او شخصى است كه هنگام انعقاد نطفه يا هنگام تولّدش هيچ كدام از پدر و يا مادرش مسلمان نبودهاند و پس از بلوغ، اظهار اسلام نموده و سپس از دين اسلام خارج شده است.
«مسأله ٢٩١٩» اگر زن پيش از آن كه شوهرش با او آميزش كند «مرتدّ» شود، عقد او باطل مىگردد، ولى اگر بعد از آميزش مرتدّ شود، بايد به دستورى كه در احكام طلاق گفته خواهد شد عدّه نگهدارد، پس اگر در بين عدّه مسلمان شود، عقد باقى است و اگر تا آخر عدّه مرتدّ باقى بماند، عقد باطل است.
«مسأله ٢٩٢٠» اگر مردى پس از ازدواج مرتدّ فطرى شود، زنش بر او حرام مىشود و بايد به مقدارى كه در احكام طلاق گفته مىشود، عدّه وفات نگهدارد.
«مسأله ٢٩٢١» اگر مردى پس از ازدواج و پيش از آميزش با همسر خود، مرتدّ ملّى شود، عقد او باطل مىگردد و اگر بعد از آميزش مرتدّ ملّى شود، زن او بايد به مقدارى كه در احكام طلاق گفته مىشود عدّه نگهدارد، پس اگر پيش از تمام شدن عدّه، شوهر او دوباره مسلمان شود، عقد باقى است وگرنه باطل است.
«مسأله ٢٩٢٢» اگر زن در عقد با مرد شرط كند كه او را از شهرى بيرون نبرد و مرد هم قبول كند، نبايد زن را از آن شهر بيرون ببرد.
«مسأله ٢٩٢٣» اگر زنِ انسان از شوهر قبلى دخترى داشته باشد، انسان مىتواند آن دختر را براى پسر خود كه از آن زن نيست عقد كند و نيز اگر دخترى را براى پسر خود عقد كند، مىتواند با مادر آن دختر ازدواج نمايد.
«مسأله ٢٩٢٤» اگر زنى از راه زنا آبستن شود، جايز نيست بچّه خود را سقط كند.