رساله توضيح المسائل - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٣٧٨ - مسائل متفرّقه زكات
«مسأله ٢١٠٤» اگر مالك از پرداخت زكات امتناع نمايد، مستحق نمىتواند به عنوان تقاص و گرفتن حقّ خود از مال او چيزى را بردارد؛ مگر اين كه از حاكم شرع جامعالشرايط اجازه بگيرد.
«مسأله ٢١٠٥» فقير نمىتواند زكات را به كمتر از مقدار آن صلح كند يا چيزى را گرانتر از قيمت آن بابت زكات قبول نمايد يا زكات را از مالك بگيرد و به او ببخشد.
«مسأله ٢١٠٦» انسان مىتواند از مال زكات، قرآن، كتاب دينى يا كتاب دعا بخرد و وقف نمايد، اگرچه بر اولاد خود و بر كسانى وقف كند كه خرج آنان بر او واجب است، مشروط بر آن كه مصلحت دينى براى عموم مردم داشته باشد و نيز مىتواند توليت وقف را براى خود يا اولاد خود قرار دهد.
«مسأله ٢١٠٧» انسان نمىتواند از زكات ملك بخرد و بر اولاد خود يا بر كسانى كه مخارج آنان بر او واجب است وقف نمايد كه عايدى آن را به مصرف مخارج خود برسانند.
«مسأله ٢١٠٨» فقير مىتواند براى رفتن به حجّ و زيارت و مانند اينها زكات بگيرد.
«مسأله ٢١٠٩» اگر مالك، فقير را وكيل كند كه زكات مال او را بدهد، چنانچه آن فقير احتمال دهد كه قصد مالك اين بوده كه خود آن فقير از زكات برندارد، نمىتواند چيزى از آن را براى خودش بردارد و اگر بداند قصد مالك اين نبوده، مىتواند براى خودش هم زكات را بردارد.
«مسأله ٢١١٠» اگر فقير شتر، گاو، گوسفند، طلا و نقره را بابت زكات بگيرد، چنانچه شرطهايى كه براى واجب شدن زكات گفته شد در آنها جمع شود، بايد زكات آنها را بدهد.
«مسأله ٢١١١» اگر دو نفر در مالى كه زكات آن واجب شده با هم شريك باشند و يكى از آنان زكات قسمت خود را بدهد و بعد مال را تقسيم كنند، حتى اگر بداند شريكش زكات سهم خود را نداده، تصرّف او در سهم خودش اشكال ندارد.
«مسأله ٢١١٢» كسى كه خمس يا زكات بدهكار است و كفاره و نذر و مظالم هم بر او واجب است و قرض هم دارد، چنانچه نتواند همه آنها را بدهد، اگر مالى كه خمس يا زكات آن واجب شده، از بين نرفته باشد، بايد دادن خمس و زكات را بر بقيه مقدم كند و