رساله توضيح المسائل - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٣٧١ - مصرف زكات
باشد، ولى نتواند آن را پس بگيرد، چنانچه زكات را قبل از پرداخت از مال خود جدا كرده باشد و در تشخيص مستحق كوتاهى نكرده باشد و با حجّت شرعى زكات را به وى پرداخته باشد، لازم نيست دوباره آن را بپردازد؛ ولى اگر در تشخيص مستحق كوتاهى كرده باشد و يا اين كه زكات را قبل از پرداخت از مال خود جدا نكرده باشد، بايد دوباره زكات بدهد. البته اگر براى دادن زكات به آن شخص از مجتهد جامع الشرايط اذن گرفته باشد، در هيچ صورتى لازم نيست زكات را دوباره بدهد.
«مسأله ٢٠٥٧» كسى كه بدهكار است و نمىتواند بدهى خود را بدهد- اگرچه مخارج سال خود را داشته باشد- مىتواند براى دادن قرض خود زكات بگيرد؛ ولى بايد مالى را كه قرض كرده در معصيت صرف نكرده باشد، مگر آن كه از آن معصيت توبه كرده باشد.
«مسأله ٢٠٥٨» اگر به كسى كه بدهكار است و نمىتواند بدهى خود را بدهد، زكات بدهد و بعد بفهمد او قرض را در معصيت مصرف كرده و از آن معصيت توبه نكرده، چنانچه به عنوان اداى قرض داده باشد، حكم آن مانند حكمى است كه در مسأله ٢٠٥٦ گذشت و اگر آن بدهكار فقير باشد و زكات را به عنوان فقير داده باشد، مىتوان به عنوان زكات حساب كرد.
«مسأله ٢٠٥٩» اگر كسى كه بدهكار است، نتواند بدهى خود را بدهد، اگرچه فقير نباشد، انسان مىتواند طلبى را كه از او دارد، بابت زكات حساب كند.
«مسأله ٢٠٦٠» مسافرى كه خرجى او تمام شده يا وسيله سوارى او از كار افتاده، چنانچه سفر او سفر معصيت نباشد و نتواند با قرض كردن يا فروختن چيزى خود را به مقصد برساند- اگرچه در وطن خود فقير نباشد- مىتواند زكات بگيرد و اگر بتواند با قرض كردن يا فروختن چيزى، بخشى از مخارج سفر خود را فراهم كند، فقط به مقدارى كه با آن بقيه مخارج خود تا مقصد را بتواند تأمين كند، مىتواند زكات بگيرد.
«مسأله ٢٠٦١» مسافرى كه در سفر درمانده شده و زكات گرفته، بعد از آن كه به وطن خود رسيد، اگر از زكات چيزى زياد آمده باشد، بايد آن را به صاحب مال يا نايب او يا حاكم شرع بدهد و بگويد آن چيز زكات است.