استفتائات - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٥٩١
واجب شده باشد.
روزه واجب معيّن: روزهاى كه به سببى مانند نذر يا عهد بر انسان واجب شده و به واسطه همان سبب، زمان به جا آوردن آن معيّن شده باشد، بر خلاف روزه واجب غير معيّن كه زمان خاصّى براى انجام دادن آن معيّن نشده است.
رؤيت هلال: ديدن ماه نو.
رهن: گرو؛ عين يا مالى كه به عنوان وثيقه دَين قرار داده مىشود تا اگر دَين ادا نشد، از آن عين يا مال استيفا شود.
ريا: انجام دادن عمل به قصد اين كه مردم آن را ببينند و به انجام دهنده آن گمان خير برند؛ عدم اخلاص در نيّت به سبب شريك كردن غير خداوند در نيّت.
زاد: طعام و نفقهاى كه فرد براى رفتن به حج و بازگشتن از حج به آن احتياج دارد (داشتن زاد از شرايط استطاعت حج است).
زرتشتى: پيرو آيين زرتشت.
زكات: مقدار معيّنى از بعضى از اموال انسان كه با رسيدن به حدّ نصاب و داشتن شرايط ديگر، بايد در موارد مشخص شده از طرف شارع مصرف شود. اموالى كه پرداخت زكات آنها واجب است، عبارتاند از: گندم، جو، كشمش، خرما، گاو، گوسفند، شتر، طلا و نقره.
زكات فطره، فطره، فطريه: يك صاع (حدود سه كيلوگرم) گندم، جو، ذرت و ... يا قيمت آن كه بايد شخص از طرف خودش و همچنين از طرف هر فردى كه هنگام غروب در شب عيد فطر تحت تكفّل اوست، به فقرا پرداخت كند و يا صرف موارد تعيين شده ديگر نمايد.
زمين احيا شده: زمينى كه با تغييراتى مثل كشت و زرع و ساختمان و ... از حالت موات و غير قابل استفاده بودن خارج گشته و زنده شده و آماده بهره بردارى شده باشد.
زمين موات: زمين مرده و احيا نشده.
زوال آفتاب: متمايل شدن خورشيد از وسط آسمان (بالاى سر) به طرف مغرب كه وقت اذان ظهر است و آن وقتى است كه سايه شاخص (ميلهاى كه به طور عمودى روى زمين نصب شده باشد) به كوتاهترين مقدار خود برسد و دوباره شروع به بلند شدن كند.
زوج: شوهر.
زوجه: همسر (زن).
سابّ الائمّه: كسى كه- نعوذ باللَّه- به ائمه اطهار عليهم السلام دشنام دهد.
سابّ النبى: كسى كه- نعوذ باللَّه- به نبى اكرم صلى الله عليه و آله دشنام دهد.
ساتر: پوشش، پوشاننده عورت.
سادات: جمع سيد (سيد).
سال خمسى: يك سال تمام كه مكلّف در آخر آن سال، مقدار در آمد و مخارج خود در طىّ آن سال را براى پرداخت خمس حساب مىكند و ابتدا و شروع آن مىتواند هر يك از روزهاى سال شمسى و يا سال قمرى باشد.
سال شمسى: به سالى گفته مىشود كه مدت