استفتائات - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٣١٨ - مواردى كه فقط قضاى روزه واجب است
قضاى آن را به جا آورد و اگر هنگامى كه بيشتر از مقدار لازم براى رفع عطش مىنوشد، اعتقادش اين باشد كه اين كار جايز است و احتمال عدم جواز ندهد، كفّاره لازم نيست.
[١٢٤٣] سؤال ١٣٥: آيا قضاى روزه بر كسى كه از روى تقيّه روزهاش را افطار كرده، لازم است يا خير؟
پاسخ: اگر كسى كه از او تقيّه مىكند، از غير مخالفين باشد و يا اين كه تقيّه در ترك صوم باشد، روزه باطل است و قضا واجب است و اما اگر تقيّه از مخالفين و در چيزى باشد كه به فتواى فقهاى آنها برمىگردد (مثل افطار كردن قبل از زايل شدن سرخى طرف مشرق)، چنانچه نيّت او اين باشد كه باقى بر روزه باشد، روزهاش صحيح است، هر چند احتياط مستحب در قضا كردن است.
[١٢٤٤] سؤال ١٣٦: مردى كه گمان مىكند انزال، سبب باطل شدن روزه است، نه دخول و در هنگام روزه، با همسرش مجامعت و دخولِ بدون انزال انجام مىدهد، تكليف روزهاش چيست؟
پاسخ: اگر جاهل مقصّر باشد، بنا بر اقوى و اگر جاهل قاصر باشد، بنا بر احتياط قضاى روزه بر او واجب است؛ ولى كفّاره ندارد، مگر اين كه جاهل مقصّر باشد و در هنگام عمل نيز ملتفت باشد؛ يعنى احتمال ابطال روزه را بدهد كه در اين صورت بايد كفّاره نيز بدهد.
[١٢٤٥] سؤال ١٣٧: اگر در ماه مبارك رمضان كارى كه مكلّف احتمال مىدهد مبطل روزه باشد، از او سر بزند، ولى بعداً بفهمد كه آن كار روزه را باطل نمىكند، روزهاش صحيح است يا باطل؟ اگر گمان كند كارى روزه را باطل نمىكند و مرتكب آن شود و بعد بفهمد كه آن كار، مبطل روزه بوده، روزهاش چه حكمى دارد؟
پاسخ: در صورت اول، اگر با احتمال مفطر بودن مرتكب آن كار شده، روزهاش باطل مىشود و قضا دارد؛ ولى كفّاره ندارد ودر صورت دوم نيز اگر