استفتائات - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٥٠٤ - استقرار حج
همراهى كند و متكفّل امور او شود و چنانچه از اين كه در آينده نيز توانايى رفتن به حج را پيدا كند، مأيوس باشد، نايب گرفتن شخص ديگر صحيح و موافق با احتياط استحبابى است؛ ولى اگر بعداً بتواند به حج برود و شرايط ديگر استطاعت نيز باقى باشد، خودش بايد حج به جا آورد.
[١٨٨٣] سؤال ٤٧: شخص بالغى ديوانه شده و گاهى براى مدت بسيار كوتاهى حالش خوب مىشود؛ ولى اكثر اوقات در حالت جنون به سر مىبرد. در صورتى كه پس از ديوانه شدن استطاعت مالى پيدا كند، حكم شرعى دربارهاش چيست؟
پاسخ: وظيفهاى بر عهده او يا وليّش نيست.
[١٨٨٤] سؤال ٤٨: آيا كسى كه ايّام حج با زمان امتحانات او مصادف شده و اگر به حج برود، نتيجه يك سال زحمات او از بين مىرود، مىتواند رفتن به حج را ترك كند؟ در صورتى كه ترك حج براى او جايز باشد، وظيفه بعدى او چيست؟
پاسخ: در فرض سؤال، به جا آوردن حج براى او در آن سال واجب نيست؛ ولى بايد استطاعت خود را حفظ كند و در سال بعد، حج به جا آورد.
[١٨٨٥] سؤال ٤٩: خدمه حج كه عمره تمتّع را به جا آوردهاند و سپس به خاطر مأموريت، از انجام حج منع شدهاند، چه تكليفى دارند؟
پاسخ: با عدم تمكّن از انجام حج، وظيفه ديگرى ندارند؛ ولى احتياط مستحب اين است كه طواف نساء انجام دهند.
استقرار حج
[١٨٨٦] سؤال ٥٠: شخصى مقدارى مال داشته كه براى انجام حج كافى بوده؛ ولى او نمىدانسته و پس از اين كه مالش از بين رفته، متوجه اين موضوع شده است. آيا بر اين شخص، حج مستقر شده است يا خير؟
پاسخ: در فرض مذكور، چنانچه عدم علم او به استطاعت، بر اثر تقصير و