استفتائات - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٥٨٣
مرتبه سبحان اللَّه» و گفتن اين تسبيحات بعد از هر نماز مستحب است و ثواب هزار ركعت نماز را دارد.
تشريح [اعضاى انسان]: كالبد شكافى، شكافتن و جداكردن اعضاى بدن انسان.
تضييق: سخت گرفتن، در تنگنا قرار دادن.
تطهير: پاك ساختن.
تطهير از حَدَث: تحصيل پاكى و برطرف كردن حدث با به جا آوردن غسل، وضو و تيمّم.
تطهير از خَبَث: پاك ساختن چيزى از نجاست.
تظليل استظلال.
تعارض بيّنهها: در مقابل هم قرار گرفتن بيّنهها (دو شاهد عادل چيزى بگويند و دو شاهد عادل ديگر بر خلاف آن بگويند).
تعزير: مجازات و تنبيهى كه حاكم شرعى تعيين مىكند و مقدار آن كمتر از حدّ شرعى است.
تفاوت فاحش: تفاوتى كه از حد گذشته باشد، تفاوت زياد.
تفحّص: جستجو كردن.
تفسيق: نسبت فسق و عدم پايبندى به احكام دين به كسى دادن.
تقاص: تاوان گرفتن، معامله به مثل نمودن.
تقصير: كوتاه كردن.
١- تقصير در حج: كوتاه كردن مقدارى از مو يا ناخن.
٢- تقصير در نماز: نماز چهار ركعتى را دو ركعت خواندن.
تقليد: التزام به پيروى از فتواى مجتهد در هنگام عمل.
تقليد ابتدايى از ميّت: تقليد كردن مقلّد از مرجع تقليدى كه از دنيا رفته، در حالى كه در زمان زنده بودن آن مرجع از او تقليد نمىكرده است.
تقيّه: خودددارى كردن از اظهار عقيده و مذهب يا تظاهر بر خلاف عقيده.
تكبيرة الاحرام: «اللَّه اكبر» در اول نماز كه از اركان نماز است و با گفتن آن، نماز شروع مىشود.
تكفين: كفن كردن مرده.
تكليف: الزام به احكام الهى كه با شرايط آن (مثل بلوغ و عقل) محقّق مىشود.
تكتّف: در نماز يك دست را بر روى دست ديگر قرار دادن.
تكليفش ساقط است: ديگر تكليفى ندارد.
تلبيه: گفتن «لبيك اللّهم لبيك ...» كه از واجبات احرام حج است.
تمام: كامل بودن؛ تمام بودن نماز (تمام خواندن نماز): كامل خواندن نماز چهار ركعتى.
تمكّن: توانايى.
تمليك: به ملكيت در آوردن، چيزى را ملك كسى قرار دادن.