استفتائات - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٦٠٧
مسجد جامع: مسجد بزرگى كه اقشار مختلف مردم از نواحى گوناگون بلد براى نماز در آن شركت مىكنند.
مسجد الحرام: مسجدى كه خانه كعبه در آن قرار دارد و مهمترين مسجد جهان اسلام است.
مسجد شجره: مسجدى كه در ميقات ذوالحليفه در نزديكى مدينه منوّره و در سر راه مدينه به مكه قرار دارد.
مسجد النّبى صلى الله عليه و آله: مسجدى كه توسط نبى گرامى اسلام صلى الله عليه و آله در شهر مدينه ساخته شد و هم اكنون اين مسجد، قبر شريف آن حضرت را در بر گرفته است.
مُسكر: مست كننده.
مسلوس: كسى كه قادر به كنترل بول (ادرار) خود نيست.
مشاع: شايع و منتشر؛ ملك و مال مشاع:
چيزى كه ملكيت آن متعلّق به بيش از يك نفر است و سهم هر يك از آنها در اجزاى آن چيز پراكنده است و معيّن و جدا نشده و بنا بر اين هر جزء آن چيز متعلّق به تمام مالكان است.
مشاهد مشرّفه: قبور و حرمهاى مطهّر حضرات معصومين عليهم السلام و گاهى بر حرمهاى ديگر نيز اطلاق مىشود.
مشرك: كسى كه براى خداوند متعال شريك قرار دهد.
مشروط: چيزى كه متوقّف بر شرطى باشد، مثل صحّت نماز كه متوقّف و مشروط بر طهارت است.
مشروعيت: شرعى بودن چيزى، جايز بودن چيزى از نظر شارع.
مشعر، مشعر الحرام، مزدلفه: بيابانى است در شرق شهر مكّه كه از يك سو متصل است به عرفات و از سوى ديگر به منى. يكى از اعمال حج، وقوف در مشعر الحرام است.
مشكل است محلّ اشكال است.
مصالحه: صلح.
مصداق: چيزى كه عنوانى بر آن منطبق باشد، مصداق آن عنوان ناميده مىشود، مثلًا آبى كه در يك ظرف وجود دارد، مصداق عنوان «آب» است.
مصدود: كسى كه پس از مُحرِم شدن، دشمن و مانند آن مانع انجام دادن حج يا عمره او شود و نتواند حج يا عمره را به پايان برساند.
مصلحت عامّه: صلاح و منفعت عموم مردم.
مضطر: كسى كه در حال اضطرار واقع شده است (اضطرار).
مطاف: مكان طواف به دور خانه كعبه.
مطلق، مطلقاً: بدون قيد.
مظالم، مظالم عباد: ديونى كه بر ذمّه و عهده اشخاص باشد و صاحبان آنها معلوم نباشد.
مظنون الأعلميه: مجتهدى كه گمان مىرود اعلم از مجتهدين ديگر باشد.
معاد: روز قيامت، روز بازگشت انسانها براى حسابرسى به اعمال آنها.
معاملات: معاملات در يك اصطلاح در