استفتائات - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٦٠٠
قُرُوح: جمع قَرْح (قرح).
قرينه: علامت و نشانهاى كه قرين و همراه چيزى است و انسان را براى پى بردن به مطلب راهنمايى مىكند.
قَسَم: سوگند؛ سوگند به يكى از اسماء خداوند براى انجام دادن يا ترك كردن كارى كه به سبب آن، انجام دادن يا ترك كردن آن كار بر انسان واجب مىشود. شكستن قسم موجب كفّاره است.
قصد: نيّت، تصميم و اراده.
قصد اقامه: تصميم و نيّت مسافر براى ماندن ده روز يا بيشتر در يك محلّ واحد.
قصد انفراد: نيّت فرادى، قصد نماز گزار بر اين كه نماز او فرادى باشد نه جماعت.
قصد تشريع: انجام دادن عملى با اين قصد كه آن عمل جزء شريعت، يعنى از دستورات شارع است، با علم انجام دهنده به اين كه آن عمل از دستورات شارع نيست و يا با شكّ انجام دهنده به اين كه آيا جزء شريعت است يا خير، مثل شستن بار سوم صورت و دست در وضو به صورتى كه ذكر شد. انجام دادن عمل با قصد تشريع حرام است.
قصد توطّن: نيّت و تصميم شخص بر اين كه محلّى را وطن خود قرار دهد.
قصد جزئيت: نيّت مكلّف مبنى بر اين كه چيزى جزء عملى باشد مثل نيّت جزئيت سوره حمد نسبت به نماز.
قصد ده روز قصد اقامه.
قصد رجا رجا.
قصد عشره قصد اقامه.
قصد قربت: كار را به نيّت اطاعت و امتثال امر الهى انجام دادن، تصميم براى نزديك شدن به درگاه الهى با انجام دادن كار، مثل خواندن نماز و گرفتن روزه.
قصد قربت مطلقه: قصد امتثال امر و فرمانبرى از خداوند، بدون اين كه امر معيّنى كه از طرف شارع آمده، قصد شود.
قصد ندب: نيّت استحباب.
قصد الوجه: قصد عنوانِ حكم خاصّ عمل، مثل قصد وجوب در نيّت نمازهاى يوميه و قصد استحباب در نيّت نماز شب.
قصر: كوتاه، شكسته؛ دو ركعتى خواندن نمازهاى چهار ركعتى.
قضا: انجام دادن عمل در خارج از وقت آن براى جبران آنچه از دست رفته است، مثل قضاى نمازى كه در وقتش خوانده نشده است.
قضا در مقابل ادا قرار دارد.
قطب شمال و جنوب: دو طرف محور كره زمين، شمالىترين و جنوبىترين نقاط كره زمين نسبت به خط استوا.
قنوت [در نماز]: دعا و ذكرى كه همراه بالا آوردن دو دست، بعد از حمد و سوره ركعت دوم نماز و قبل از ركوع به جا آورده مىشود و از مستحبّات نماز است.
قوى است: عبارتى جهت بيان فتواست و