استفتائات - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٥٩٩
فقيه جامع الشرائط: مجتهدى كه بالغ، عاقل، شيعه دوازده امامى، حلال زاده، زنده، عادل و حريص به دنيا نباشد، به گونهاى كه منافات با عدالت او داشته باشد و همچنين بنا بر مشهور بايد مرد باشد.
فى سبيل الله: در راه خدا؛ مصرف «فى سبيل اللَّه» (در زكات): هر كار خيرى كه نفعش به عموم مسلمانان برسد، مانند ساختن مسجد، بيمارستان، جاده و پل.
فى نفسه: به خودى خود.
قابل تذكيه: حيوانى كه اگر به روش شرعى كشته شود، ميته و مردار محسوب نمىشود.
قاعده تجاوز: قاعدهاى فقهى است ومفاد آن عبارت است از بنا را بر صحّت جزء مشكوك گذاشتن پس از عبور از آن جزء و ورود به جزء ديگر، مثل شك كردن به هنگام ركوع در صحّت قرائت و يا شك در اصل به جا آوردن قرائت نماز كه در اين صورت اعتنايى به آن نمىشود و بنا بر صحيح به جا آوردن قرائت گذاشته مىشود.
قاعده فراغ: قاعدهاى فقهى است و مفاد آن اين است كه اگر كسى پس از تمام كردن و فارغ شدن از كارى در صحّت آن شك كرد، بنا را بر صحّت آن مىگذارد و به شكّ خود توجه نمىكند، مثل اين كه پس از اتمام وضو شك مىكند كه اعمال وضو را درست به جا آورده يا خير كه در اين صورت به شكّ خود اعتنا نمىكند.
قبض و اقباض: گرفتن و دادن.
قُبُل: جلو، آلت تناسلى مرد و زن.
قدر متيقّن: مقدار يقينى، مثلًا كسى كه شك دارد دو روز روزه قضا بر عهدهاش است يا چهار روز، قدر متيقّن روزههاى قضا شده براى او دو روز است.
قدرت خريد پول: مقدار كالايى كه در مقابل واحد مشخصّى از پول مىتوان تهيه كرد، قدرت خريد پول ناميده مىشود. هر قدر مقدار كالا بيشتر باشد، قدرت خريد پول بيشتر است و هر قدر مقدار كالا كمتر باشد، قدرت خريد پول كمتر است.
قرائت [نماز]: خواندن حمد و سوره در ركعت اول و دوم نماز.
قرائن: جمع قرينه (قرينه).
قربانى [در حج]: يكى از واجبات حجّ تمتّع و قِران است و عبارت است از ذبح كردن گوسفند يا گاو يا شتر در روز عيد قربان در سرزمين منى.
قربةً الى الله قصد قربت.
قَرْح: دمل، جراحتى كه چرك و فساد در آن پيدا شود.
قرشيّه: زنى كه نسب او از طرف پدر به نضر بن كنانه (يكى از اجداد پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله) برسد، بنا بر اين زنانى كه سيده هستند، قرشيه هم هستند.
قرن المنازل: مكانى است كه در سر راه طائف به مكه قرار دارد و ميقات مردم طائف و كسانى است كه از آن جا به سوى مكه مىروند.