استفتائات - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٥٧٦
اسامى مباركه، اسامى متبركه، اسامى مقدّس، اسماء مباركه، اسماء متبركه: اسمهايى كه مردم به آنها تبرّك مىجويند و آنها را با بركت و مقدّس مىشمارند، مثل اسامى خداوند متعال و چهارده معصوم عليهم السلام.
اسباغ [در وضو]: انجام دادن واجبات و مستحبات وضو؛ شاداب شستن مواضع وضو.
استبراء از بول: عمل مستحبّى كه بعد از بول كردن انجام مىشود و تفصيل آن در توضيح المسائل (مسأله ٢٤٤) آمده است.
استبراء از مَنى: ادرار كردن بعد از خروج منى تا منى در مجرا باقى نماند كه به آن، استبراء به بول هم گفته مىشود.
استبراء حيوان نجاستخوار: دور نگه داشتن حيوان نجاستخوار از نجاست و دادن غذاى پاك به آن حيوان، به مدتى كه در شرع تعيين شده تا ديگر نجاستخوار بر آن حيوان صدق نكند.
استبراء به بول استبراء از مَنى.
استحاضه: يكى از انواع خونهايى است كه زنان مىبينند (غير از حيض و نفاس) و بر سه قسم است:
استحاضه قليله، كه مقدار خون در آن كم است.
استحاضه كثيره، كه مقدار خون در آن زياد است.
استحاضه متوسطه، كه مابين دو حالت قبلى است.
استحاله: تبديل شدن جنس يك چيز به طورى كه چيز ديگر به حساب آيد، مثل تبديل شدن سگ در نمكزار به نمك و تبديل شدن چوب نجس به خاكستر پس از سوختن.
استحاله يكى از مطهّرات است؛ ولى اگر جنس چيز نجس عوض نشود، پاك نمىشود، مثل آرد شدن گندم نجس.
استحباب: يكى از احكام تكليفى پنجگانه است و منظور از آن ترجيح انجام دادن فعل است، نه الزام آن؛ يعنى انجام دادنش ثواب دارد، ولى ترك كردنش گناه و عقاب ندارد، مثل خواندن نماز شب.
استحباب نفسى: اگر انجام فعلى به خودى خود استحباب داشته باشد، مىگويند آن فعل استحباب نفسى دارد، بر خلاف فعلى كه خودش رجحان ندارد، بلكه به خاطر اين كه مقدمه فعل ديگرى است كه مطلوب شارع است، انجام داده مىشود كه در اين صورت داراى مطلوبيت غيرى است نه مطلوبيت نفسى.
استخاره: از خداوند طلب خير و راهنمايى نمودن به آن كارى كه بهتر است. اين امر با درخواست خير نمودن به وسيله دعا كردن و يا به وسيله قرآن، تسبيح و يا رقاع حاصل مىشود.
استدبار: پشت كردن به قبله يا پشت به قبله بودن.
استصحاب: بنا گذاشتن بر حالت سابق در جايى كه به حالت سابق يقين و نسبت به وضعيت فعلى شك وجود دارد، مثل اين كه يقين به گرفتن وضو وجود داشته باشد و اكنون شك ايجاد شود كه آن وضو باطل شده است يا نه كه