استفتائات - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٦٠٤
محاكم صالحه: محكمهها و دادگاه هايى كه صلاحيت شرعى براى رسيدگى به دعاوى را دارند.
محتلم: كسى كه در خواب از او منى خارج شود.
محتمل الأعلمية: مجتهدى كه احتمال اعلم بودن او نسبت به مجتهدان ديگر وجود دارد.
محجور: كسى كه به دليل عدم بلوغ يا سفاهت و يا ورشكستگى و مانند آنها از طرف شارع از تصرّف در اموالش منع شده است.
محذور: مانع، آنچه از آن پرهيز شده است.
مَحرَم: به همسر و همچنين به تمام كسانى كه ازدواج با آنها به واسطه رابطه نسبى يا سببى يا رضاعى، حرام ابدى باشد، گفته مىشود.
مُحرِم: كسى كه براى حج يا عمره احرام بسته باشد.
مُحَرَّمات احرام: كارهايى كه در حال احرام حج يا عمره، حرام است، مثل نگاه كردن در آينه.
مُحَرَّمات اعتكاف: كارهايى كه در حال اعتكاف، بر فرد اعتكاف كننده حرام است، مانند جماع با همسر.
مُحَرَّمات حج مُحَرَّمات احرام.
محصور: كسى كه پس از مُحرم شدن، به علّت بيمارى و مانند آن (مثلًا شكستگى اعضاى بدن يا مجروح شدن) نتواند حج يا عمره را به پايان برساند.
محكوم به ... است: حكم ... را دارد.
محلّ اشكال است، محلّ تأمّل است، مشكل است، خالى از اشكال نيست: بيان تأمّل و ترديد در فتوا از طرف مجتهد است كه نتيجه آن احتياط وجوبى در عدم صحّت و عدم كفايت عملى است كه با اين عبارات بيان شده است (مقلّد مىتواند در اين مسأله به مجتهد ديگر رجوع كند).
محلّ تأمّل است محلّ اشكال است.
محلّ عدول در نماز: محلّ بازگشت از يك نيّت به نيّت ديگر در نماز، مثلا عدول از نماز اداى چهارركعتى به نماز قضاى چهارركعتى در هر جاى نماز امكان دارد؛ ولى عدول نمودن از نماز اداى چهارركعتى به نماز قضاى سه ركعتى پس از ركوع ركعت چهارم صحيح نيست؛ زيرا از محلّ عدول گذشته است.
مخارج حروف: محلّ خروج و ايجاد حروف الفبا و ظاهر شدن آنها، به طورى كه از حروف ديگر متمايز باشند، مثل حروف حلقى كه محلّ ايجاد شدن آنها حلق است.
مختار: داراى اختيار.
مخرج بول و غائط: محلّ خروج ادرار و مدفوع.
مخل: چيزى كه اخلال و اشكال ايجاد مىكند.
مخمّس: تخميس شده، مالى كه خمس آن داده شده است.
مخيّر است: داراى اختيار است و مىتواند به