استفتائات - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٥٧٧
در اين صورت وضوى سابق استصحاب مىشود و مىتوان با آن نماز خواند.
استطاعت: توانايى؛ استطاعتى كه شرط وجوب حج است، عبارت است از: استطاعت مالى، بدنى، طريقى، زمانى و رجوع به كفايت.
استطاعت بدنى: توانايى بدنى براى رفتن به حج و به جا آوردن اعمال حج.
استطاعت زمانى: داشتن زمان كافى براى رسيدن به مكه و انجام دادن اعمال حج در وقت مقرّر و تعيين شده براى آن.
استطاعت طريقى: باز بودن راه به حسب حال مكلّف براى رفتن به مكه مكرّمه به جهت انجام دادن اعمال حج.
استطاعت مالى: داشتن مركب و توشه راه براى رفتن به مكه مكرّمه براى به جا آوردن اعمال حج يا داشتن پولى كه بتوان با آن مركب و توشه را تهيه كرد.
استظلال: در سايه قرار گرفتن؛ استظلال به تفصيلى كه در كتاب مناسك حج بيان شده است، يكى از محرّمات احرام محسوب مىشود.
استغفار: طلب مغفرت و بخشش كردن از خداوند.
استقبال: رو كردن به قبله يا رو به قبله بودن.
استقرار در نماز: آرام و بى حركت بودن بدن.
استقرار حج: مستقر و ثابت شدن حج بر كسى. چنانچه كسى حج بر او واجب شود و از رفتن به حج خوددارى كند، حج برعهده او ثابت مىشود و بايد بعداً آن را به جا آورد، ولو اين كه استطاعت خود را نيز از دست بدهد.
استمناء: انجام عملى (غير از دخول) كه باعث خروج منى شود.
استنابه: نايب گرفتن.
استنباط: به دست آوردن معانى دقيق از متون، و به همين معناست استنباط حكم شرعى.
استنجاء: برطرف ساختن نجاست از مخرج بول و غائط و پاك كردن آنها.
استهلاك: متفرق شدن و از بين رفتن اجزاى يك چيز در چيز ديگر به طورى كه اصلًا معلوم نباشد، مثل مخلوط و معدوم شدن خون مختصر لثه در آب دهان.
استيذان: طلب اجازه، اجازه خواستن.
اسراف و تبذير: اسراف عبارت است از افراط و زياده روى در صرف مال در موردى كه مورد نياز و احتياج انسان است و تبذير صرف كردن مال در موردى است كه مورد احتياج انسان نيست.
اسم جلاله: اسم پروردگار متعال.
اسم ظاهر: «اسم ظاهر» در مقابل «ضمير» قرار دارد، ضمير به جاى اسم مىنشيند و از به كار بردن و تكرار اسم جلوگيرى مىكند، مثلًا كلمه «اللَّه» اسم ظاهر براى خداوند متعال است، ولى در «بسمه تعالى» (به نام او كه بلند مرتبه است)، «ه» در «بسمه» كه به معناى «او» است، ضمير است كه به خداوند متعال اشاره مىكند و به جاى اسم ظاهر به كار رفته است.