استفتائات - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٥٧٩
رمضان در سال معيّنى اعتكاف به جا آورد.
اعراض از وطن: تصميم انسان بر روى گردان شدن از وطن خود، بدين معنى كه ديگر آن جا محلّ زندگى او نباشد، همراه با عملى كردن اين تصميم به گونهاى كه ديگر آن جا محلّ زندگى او محسوب نشود.
اعلم: مجتهدى كه در فهميدن حكم خداوند از ادله شرعى و تطبيق آنها بر موضوعات خارجى، از همه مجتهدان زمان خود استادتر باشد.
الأعلم فالأعلم: اگر مجتهدين زنده در يك زمان را به ترتيب اعلميت در نظر بگيريم، به مجتهدى كه از همه مجتهدين ديگر بالاتر است، «اعلم» گفته مىشود و مجتهدى كه در رتبه بعد از وى قرار دارد، نسبت به او «فالأعلم» محسوب مىشود و همين طور مجتهد بعدى نسبت به نفر دوم و به همين ترتيب. در مسائلى كه مجتهد اعلم فتوا ندارد و احتياط كرده است، مىتوان به فتواى فالأعلم پس از او مراجعه كرد.
اعلميت: اعلم بودن (اعلم).
اعمال عبادى: عبادات (عبادات).
اعيان زكوى: اموالى كه در صورت رسيدن به حدّ نصاب و داشتن شرايط ديگرى كه در شرع براى آنها معيّن شده، زكات به آنها تعلّق مىگيرد، مثل گوسفند، گندم، طلا و ....
اغراض عقلايى: جمع غرض عقلايى (غرض عقلايى).
اغسال ثلاثه: غسلهاى سهگانه ميّت مسلمان با آب سدر، آب كافور و آب خالص كه قبل از كفن كردن ميّت انجام داده مىشود.
افتاء: فتوا دادن، بيان حكم شرعى در مورد عملى از طرف مجتهد.
افضل: برتر و بالاتر.
افطار: شكستن و باز كردن روزه.
اقاله: فسخ عقد و معامله با رضايت دو طرف عقد و معامله.
اقامه:
١- برپا داشتن و به جا آوردن، مثل اقامه نماز كه به معنى برپا داشتن و خواندن نماز است.
٢- الفاظ مخصوصى كه در شرع وارد شده و گفتن آنها بعد از اذان و قبل از تكبيرة الاحرام مستحب است.
٣- اقامه قصد اقامه.
اقباض: دادن؛ قبض و اقباض: گرفتن و دادن.
اقل: كمتر.
اقوى اين است؛ اقواست: بيان فتواست و مقلّد بايد بر طبق آن عمل كند.
اكثر: بيشتر.
اكل و شرب: خوردن و آشاميدن.
امارات: جمع اماره (اماره).
اماره: علامت و نشانه؛ راهنمايى و دلالت كننده.
اماله كردن تنقيه كردن.
امام جماعت راتب: امام جماعت دائم و