استفتائات - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٥٨١
برىء الذمّه: كسى كه تكليف از او برداشته يا ساقط شده باشد، مثل كسى كه دَين خود را ادا كرده و نسبت به پرداخت دَين، برىء الذمّه شده است.
بطلان: باطل شدن (باطل).
بعيد است: دور از ذهن است؛ فتوا بر آن منطبق نيست.
بعيد نيست: دلالت بر فتواى مرجع تقليد مىكند و بايد بر طبق آن عمل كرد.
بقاى بر تقليد: ادامه دادن تقليد از مرجع تقليدى كه از دنيا رفته است.
بلاد اسلامى: سرزمينهاى مسلمانان.
بلاد صغيره: شهرها و مناطقى كه بلاد كبيره نباشند (بلاد كبيره).
بلاد كبيره: شهرهاى بسيار بزرگ و خارق العاده.
بلاد كفر: سرزمينهاى غير مسلمانان.
بلد اخراج: محل و منطقهاى كه در آن جا زكات مال را جدا و خارج كردهاند.
بلوغ: بالغ شدن، رسيدن به مرحله تكليف.
بودايى: پيرو آيين بودا.
بول: ادرار.
به ذمّه او مىآيد: به عهده او مىآيد (بايد حقّى را ادا كند يا كارى را انجام دهد).
به ذمّه گرفتن: به عهده گرفتنِ ادا كردن حقّى يا انجام دادن عملى، مثل به ذمّه گرفتن پرداختن خمس؛ يعنى متعهّد مىشود كه خمس را بپردازد.
بهايى: پيرو فرقه بهاييت.
بيت اللَّه الحرام: خانه كعبه.
بيت المال: مكانى كه اموال عمومى مسلمانان در آن جمع آورى و براى مصالح مسلمانان مصرف مىشود و گاهى به خود آن اموال نيز بيت المال گفته مىشود.
بيتوته: ماندن در جايى به هنگام شب، مثل بيتوته در منى كه از واجبات حج محسوب مىشود.
بيّنه: [گواهى] دو شاهد عادل.
بيمه: قراردادى است بين بيمه شونده و بيمه كننده كه در مقابل پرداخت مبالغى (مثلًا اقساط ماهانه) از طرف بيمه شونده، بيمه كننده متعهّد مىشود كه تمام يا قسمتى از خسارت وارد شده بر بيمه شونده را جبران نمايد و گاهى عهده دار ارائه خدمات ديگرى غير از جبران خسارت به بيمه شونده مىگردد.
تأديه: ادا كردن حقوق شرعى، مثل خمس يا حقوق ديگران، مثل قرض.
تبذير اسراف و تبذير.
تبرّعاً، تبرّعى: كارى را بدون اجرت براى كسى يا از طرف كسى انجام دادن.
تبعيت:
١- يكى از مطهّرات است و عبارت است از پاك شدن چيز نجس به تبع پاك شدن چيز نجس ديگر، مثل پاك شدن ظرف شراب به