استفتائات - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٥٨٩
دَين: بدهى، مثل مالى كه با عقد يا با از بين بردن چيزى يا قرض گرفتن بر عهده كسى ثابت مىشود.
ديون: جمع دَين (دَين).
ديه: مالى كه به جهت تلف كردن جان انسان و يا وارد كردن نقص بدنى، پرداخت مىشود و مقدار آن را شارع معيّن فرموده است.
ذاتى: آن چيزى كه جزء حقيقت چيزى است و در مقابل آن عرضى قرار دارد.
ذبح: كشتن و سر بريدن حيوان.
ذبيحه: حيوان ذبح شده.
ذراع: از آرنج تا انتهاى انگشت وسطى دست، يكى از واحدهاى اندازهگيرى طول كه حدود نيم متر است.
ذكر: خدا را ياد كردن، كلامى كه به قصد ياد خداوند گفته شود.
ذكر مطلق: ذكرى كه قصد جزء بودن آن براى چيز ديگر نشده باشد و يا امتثال امر خاصى به وسيله آن نشده باشد، مثل اين كه در بين نماز ذكرى را بگويد و قصد نكند كه اين ذكر جزء نماز باشد.
ذمّه: عهده.
ذمّه او مشغول است: بر عهده اوست (بايد حقّى را ادا كند يا كارى را انجام دهد).
ذمّه خود را برىء كند: با ادا كردن حقّى يا انجام دادن عملى كه برعهده او بوده، تكليف را از خود بردارد.
ذمّى: اهل كتابى (مسيحى، يهودى و زرتشتى) كه در سرزمين مسلمانان زندگى مىكند و ملتزم به شروط ذمّه است و اين شروط در كتابهاى فقهى ذكر شده است.
ذوالحليفه: ميقات مسجد شجره.
ذو اليد يد.
ذهاب ثُلثين: ثُلثان شدن؛ كم شدن ٢٣ آب انگور به وسيله جوشاندن.
راحله: مركبى كه فرد با آن به حج مىرود (داشتن راحله از شرايط استطاعت حج است).
رافع: رفع كننده، برطرف كننده.
ربا: زيادى يكى از دو مال همجنس بر ديگرى بدون عوض، مثل رباى در قرض كه مالى را قرض بدهد به شرط اين كه مقدار بيشترى پس بگيرد و به آن قرض ربوى مىگويند و از نظر شرعى حرام است.
ربح: منفعت و سود.
ربوى: چيزى كه مشتمل بر ربا باشد، مثل قرض ربوى (ربا).
رجائاً، رجاى مطلوبيت، قصد رجا: اين كه فردى عملى را به اميد اين كه مطلوب خداوند باشد، انجام دهد. اين گونه نيّت كردن در امورى كه مطلوب بودن فعل يا ترك آن در نزد شارع چندان روشن نيست، نافع است، مثلًا فرد به اميد مطلوب بودن در نزد شارع چيزى را كه استحبابش چندان روشن نيست، انجام دهد و يا چيزى كه كراهتش چندان معلوم نيست، ترك نمايد.