علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٦٠ - بازکاوی مفهوم و کاربرد واژههای «زکات» و «صدقه» در روایات
صدقه در روايات
تأمل در روایات نشان میدهد که در عهد نبوی٦ «صدقه» به طور مطلق، در مفهوم «کمک مالی برای رضای خدا» به کار میرفته است؛ اما کاربرد آن در «زکات مصطلح فقهی» بسی فزونی داشته است. انبوه روایات منقول از رسول خدا٦ که در آنها، صدقه به معنای زکات آمده، گواه این مدعاست؛ برای نمونه بنگرید:
... فأمر رسول الله٦ منادية فنادى في الناس ان الله... فرض الصدقة من الابل و البقر و الغنم و من الحنطة و الشعير و التمر و الزبيب... ثم وجه عمال الصدقة و عمال الطسوق.[١]
رسول الله٦: یا بنی عبدالمطلب ان الصدقة لا تحل لی و لا لکم.[٢]
مراد از صدقه در اين گونه روايات، به قرينه رواياتي ديگر،[٣] همان زکات واجب است.
اين كاربرد، در نامههاي حضرت[٤] و نيز در روايات كتب حديثي اهل سنت،[٥] نمودي گسترده دارد.
با اين حال، در همان دوران و توسط پیامبر٦، با تسری دادن ملاك آن به احسانهاي غير مالي ـ آن سان که نزد اصولیان، به عنوان «حکومت توسعهای» مطرح است[٦] ـ به هرگونه کار مثبتی که برای رضای خدا انجام گیرد، صدقه اطلاق گردید: «کل معروف صدقة الی غنی او فقیر».[٧] چنان که گاه واژۀ یاد شده در مورد «وقف» نیز به کار رفته و از آن با عنوان «صدقه جاریه»[٨] یاد شده است؛ اما این استعمال، همراه با قرینه بود.[٩] بنا بر این، هر جا در روایات نبوی واژۀ صدقه بدون قرينه به کار رفته، به مفهوم «مطلق انفاق مالی، اعم از واجب و مستحب» است، ولی انصراف به «زکات مصطلح فقهی» دارد.
در زمان حضرت امیر٧، به تدریج، استعمال آن در «وقف» فزونی یافت؛ اما بدان حّد نرسید که بدون قرینه به کار رود. در وقف نامههای علی٧ واژۀ صدقه با قرینههایی همچون «لاتباع ولاتورث» و «بته بتلا»[١٠] به کار رفته است؛ بنگرید:
قسم نبي الله٦ الفئ فأصاب علياً٧ أرضا فاحتفر فيها عيناً فخرج ماء ينبع في السماء كهيئة عنق البعير فسماها ينبع فجاء البشير يبشر، فقال٧: بشر الوارث هي صدقة بتة بتلا في حجيج بيت الله و عابري سبيل الله، لا تباع و لا توهب و لا تورث.[١١]
[١]. Gإِن تُبْدُوا الصَّدَقَاتِ فَنِعِمَّا هِيَ وَإِن تُخْفُوهَا وَتُؤْتُوهَا الْفُقَرَاءَ فَهُوَ خَيْرٌلَكُمْF.
[٢]. ر.ک: البرهان فی تفسیر القرآن، ج١، ص ٥٤٩؛ مجمع البیان، ج١ ـ ٢، ص٦٦٢.
[٣]. سورة مائده، آية ٤٥؛ نيز ر.ك: سورة نساء، آية ٩٢.
[٤]. ر.ک: مجمع البیان، ج٣ ـ ٤، ص٣٠٩.
[٥]. سورة بقره، آية ١٩٦
[٦]. ر.ک: سورة بقره، آية ٢٨٠.
[٧]. سورة یوسف، آية ٨٨.
[٨]. ر.ک: مجمع البیان، ج٩ ـ ١٠، ص ٣٧٩.
[٩]. ر.ک: مجمع البیان، ج٢، ص ٦٦١ ـ ٦٦٢؛ مفاتیح الغیب (التفسیر الکبیر) ج٣، ص٦١؛ المیزان فی تفسیر القرآن، ج٢، ص ٣٩٧.
[١٠]. ر.ک: فقهالزكاة، ج١، ص٤٠ ـ ٤١.
[١١]. الکافی، ج٣، ص٤٩٧.