علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٤٠ - حجيّت و نقش دانشهای بشری در فهم و نقد روايات
و ميگويد:
بهترين چيزي كه حديث بر آن دلالت دارد، سلوك است كه مطالب آن حق مطلوب در شرع است.
و يا در شرح اين فراز از صحيفه: «أَلِن جانِبَه لِاَولِيائِك وَ ابسُط يَدَه عَلی اَعدائِك»، به شرح دعا پرداخته، دعا را منطبق با اسفار اربعه اهل سلوك ميداند.[١] او پس از ذكر خصوصياتي از عرفان، مينويسد:
اگر عرفان اين است، چيزي نامعقول و بر خلاف شرع انور نيست و از آيات قرآن ميتوان بر آن حجت آورد و اگر غرض ترك ظواهر شريعت و هرزهگري و بطالت است، مانند صوفيه عهد اخير، ما را با آن كاري نيست.[٢]
لذا عرفاني با اين ويژگيها را ستوده و از عرفای سلف به عنوان متشرعيني نكونام ياد كرد است.[٣]
او اين عرفان مقيد به شرع را تأييد كرده، ميگويد:
عرفان مخالف طريق شرع نيست و بسياري از دقايق عرفاني است كه قرآن و اخبار مؤيد
آن است.
و معتقد است:
فقهاي ما نيز، از آن دقايق و رقايق عرفاني ـ كه مؤيد قرآن و اخبار باشد ـ احتراز نجويند و مخالفت علماي ما، با بدعت و بطالت و ترك سنن شرع جهال متصوفه است كه عرفاي حقيقي هم از آنها بيزارند.[٤]
بنابراين، همان طور كه از سخن وي پيداست، عرفاني حجت است، مانند فلسفه، كه يا قرآن و اخبار مؤيد آن باشد و يا آن مؤيد اخبار و قرآن و به همين سبب است كه او، عرفان موافق شرع را در زمرۀ علوم الهي شمرده كه ميتوان گزارههاي ديني را با آن تفسير كرد [٥] و در كلامی زيبا در همساني قرآن و عرفان و برهان ميگويد:
گفته ميشود كه خضر مروج طريق باطن و حقيقت و موسي مؤسس شريعت بوده و گاهي طريقه شريعت با حقيقت مخالف است؛ در حالي كه صحيح اين است كه امر خدا يكي بيش نيست و مختلف نيست؛ خواه به افعال جوارحي تعلق گيرد يا تزكيه قلوب و توجه به خداوند، ولي بر صاحب شريعت مانند موسي و علماي آن، اين است كه در هر حكمي از تمام جوانب به آن نگاه كنند و به يك وجه اكتفا نكنند و اين اصل بزرگي است كه خداوند موسي را براي آن برگزيده، تا ديگران به او اقتدا كنند.[٦]
[١]. فهم روايات در پرتو قاعده عدم تزاحم امور مادي با غير مادي (منهج الصادقين، ج٩، ص١١و ج١٠، ص١٤١؛ روح الجنان، ج٣، ص١٨٨و٢٥٤ و ج٢، ص٤٩٢)، فهم در پرتو قاعده امكان تمثل اجسام مجرد در قوالب جسماني (شرح اصول الكافي، ج١، ص٨٢ و ج٦، ص٤١١ و ج٦، ص٤١؛ صحيفه سجاديه، ص٢٤)، فهم در پرتو قاعده اسباب و وسائط و عدم منافات آن با اصول توحيدي (روح الجنان، ج١١، ص٥٨؛ نثر طوبي، ص٨٢؛ صحيفه سجاديه، ص١٦٧) و فهم در پرتو قاعده بسيط الحقيقة (صحيفه سجاديه، ص١٦٩).
[٢]. شرح اصول الكافي، ج١، ص١٧٧.
[٣]. الاسفار الاربعة، ج٢، ص٣١٥.
[٤]. شرح اصول الكافي، ج٨، ص١٣١.
[٥]. «دل او را بر دوستان مهربان کن و دست او را بر دشمنان چیره ساز» (صحيفه سجاديه، ص١٨٠).
[٦]. منهج الصادقين، ج١، ص٢٧.