١ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص

علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٢٧ - جامعة آرماني در كلام حضرت فاطمة زهرا

روشني ترسيم شده است. در اين جستار، برآنيم كه اين جامعة آرماني را، به وضوح و روشني و با ذكر تمام جزئيات و ويژگي‌هاي آن، با استناد به سخنان اين بانوي بزرگ معرفي نماييم.

کلید واژه‌ها: حضرت فاطمه٣، جامعة آرمانی، رهبر، قانون، جامعة غير آرمانی.

١. درآمد

از آن هنگام كه پروردگار چهل صباح، به دستكاري قدرت، پيكر خاكي آدم را سرشت و از نفخة روحاني خود در او دميد، هستي انسان رقم خورد و راز مكنون و سر به مهر معرفت و آگاهي و فهم نيكْ بندگي به صورت امانتي الهي بر دوش او نهاده آمد و بدين لحاظ، اين خلق جديد بر ديگر مخلوقات شرافت يافت. در اين ميان، دوگانگي وجود انسان، اين موجود نيمه الهي ـ نيمه انساني، خلقتي دو رنگ و دو رو به او بخشيد. نيمة انساني و مادي، او را تخته بند تن كرد و در اسفل خاك نگه داشت و نيمة الهي، او را به اوج افلاك برد تا مراتب كمال را به او بنماياند و در دنيايي فرامادي سير دهد. همين كمال طلبي آدمي، دنيايي آرماني و مدينه‌اي فاضله را در ذهن او ترسيم نمود كه رسيدن بدان هميشه از بزرگ‌ترين آمال و آرزوهاي دست نيافتني بشر بوده است.

به گفتة برخي:

آرمان‌شهرها بازتاب شرايط عيني جامعه‌اند. نويسنده يا طراح آرمان‌شهر ـ كه از اوضاع سياسي، اجتماعي و اقتصادي جامعة خويش يا از اوضاع حاكم بر جهان ناخرسند است و شرايط عيني را با تصورات ذهني و آرمان‌هاي مجرد خويش ناساز مي‌يابد ـ مي‌كوشد با طرحي آرماني وضع موجود را نفي و ارزش‌هاي آن را انكار كند. در اين صورت، آرمان‌شهر تنها وسيلة گذار از عينيت به ذهنيت و پناه بردن به تخيل صرف نيست، بلكه بازآفريني ذهني جامعه است به قصد انتقاد از نظام مستقر و محكي است براي سنجش وضع موجود و آشكار ساختن نارسايي‌ها و ناروايي‌هايش.[١]

در اقوام و ملل مختلف با فرهنگ‌ها و باورهاي متفاوت و جهان‌بيني‌هاي خاص، از ديرباز و به دلايل فوق، چنين آرمان‌شهرهايي با ويژگي‌هاي گوناگون وجود داشته كه توجه انديشمندان، فلاسفه و حكما، ادبا و عرفا را به خود جلب كرده است. در بين حكما، نخستين كسي كه انديشة جامعة آرماني را بنا نهاد، فيلسوف معروف يوناني، افلاطون (٤٢٨ق.م ـ ٣٤٨ق.م)، بود كه از حدود ٣٨٦ ق.م به بعد، اثر مشهور خود، كتاب جمهور را در توصيف اين جامعه ـ كه از نظر او صبغة فلسفي دارد ـ به رشتة تحرير درآورد. پس از او، ديگران نيز آثاري در اين زمينه خلق كردند. در قرون متأخرتر، حكيم، سياستمدار و نويسندة برجستة انگليسي، تامس مور، با تأثر از اوضاع سياسي و اجتماعي خاص انگلستان و رنسانس اروپا، در سال‌هاي آغازين سدة شانزدهم طرح آرمان‌شهري را مطرح كرد و مدينة فاضلة خود را ـ كه با قوانين و مقرراتي عقلاني هدايت مي‌شد ـ يوتوپيا (U TOPIA) ناميد.[٢] آنچه در يوتوپياي مور جلب توجه مي‌كند و


[١].السیرة النبویّة، ج٤، ص١٩٠ ـ ١٩١؛ زندگانی محمّد، ج٢، ص٣٤٨ ـ ٣٤٩؛ بحار الأنوار، ج٣٥، ص٢٩٦؛ تفسير العياشي، ج٢، ص٧٤.

[٢].استخبارات.