علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٢٨ - جامعة آرماني در كلام حضرت فاطمة زهرا
متفاوت از ديگر آرمانشهرهاست، زبان طنز اوست. مور اين طنزپردازي را در قالب به كارگيري اسمهاي خاص براي افراد و جايهاي مختلف نشان ميدهد. راوي يوتوپيا، مردي جهانگرد به نام «هيثلودي» است، به معناي «ياوه سرا»[١]، كه به همراهي دوستانش، از جمله تريكيوس آپيناتوس، به معناي «آقاي بازيگوش بيمعنا»[٢] از جزيرة يوتوپيا و شهرهاي آن از جمله اكوريا، به معناي «هيچ جا»[٣] و آمائوروت، شهر اصلي جزيره، به معناي «خيالي و نامعلوم»[٤] كه رودي به نام آنيدِر، به معناي «بيآب»[٥] در آن جريان دارد، ديدن ميكند. اين نوع كاربرد، شبيه شيوة شيخ شهاب الدين در نامگذاري دنياي مطلوب و آرماني خود به «ناكجا آباد» است.[٦]
در ميان انديشمندان ايراني نيز پيش از همه، حكيم شيعي مذهب قرن سوم، ابونصر فارابي (م٢٥٩ يا ٢٦٠ق) با طرح مدينة فاضله و مدينة جاهله، آرای فلسفي خود را در باب شهر آرماني ـ كه از انديشههاي افلاطوني و ارسطويي نيز تا حدودي تأثير پذيرفته بود ـ آشكار ساخت. با اين همه:
كتاب جمهور افلاطون كتابي است كاملاً اجتماعي و سياسي و آرای اهل مدينة فاضله فارابي قبل از اينكه كتاب اجتماعي و سياسي باشد، كتاب فلسفي است.[٧]
پس از او، دو حكيم شيعي ديگر، ابن سينا (م٣٧٠ق) و خواجه نصيرالدين طوسي (م٥٩٧ق) نيز در آثار خود، مستقيم يا غيرمستقيم، به توصيف مدينة فاضله پرداختند. خواجه نصير در كتاب اخلاق ناصري، با پيروي از فارابي، با ديدي فلسفي، ويژگيهاي مدينة فاضله و مدينههاي جاهله را مطرح كرد و به بيان اجزاي اين مدينهها پرداخت.
طرح فلسفي مدينة فاضله از سوي حكماي شيعي ايراني، موجب انتقاد برخي شده است كه:
با وجود احكام وسيع اجتماعي و اداري و اقتصادي و اخلاقي اسلامي تقريباً بيان مدينة فاضله بر اساس و مباني فلسفي كاري جالب و موجه نیست.[٨]
مفسران، ادبا و عرفاي ايراني و آرمانگرا و بعضاً حكيم از جمله محمد بن جرير طبري، ابوالفضل ميبدي، فردوسي، عنصرالمعالي، ناصر خسرو، نظامي گنجوي، سعدي، مولوي، عطار و جامي، هر كدام، به نوعي جامعهاي آرماني و مدينهاي فاضله را توصيف ميكنند.[٩] در حقيقت، توجه به چنين جامعهاي از
[١].السیرة النبویّة، ج٢، ص٢٥٣؛ زندگانی محمّد، ج١، ص٣٩٧ ـ ٤٠٠؛ المغازي، ج١، ص١٣ ـ ١٦.
[٢].السیرة النبویّة، ج٣، ص٢٤٢؛ زندگانی محمّد، ج٢، ص١٧١ ـ ١٧٢؛ المغازي، ج٢، ص٤٨٩ ـ ٤٩٠؛ بحار الأنوار، ج٢٠، ص٢٠٨ ـ ٢٠٩.
[٣].السیرة النبویّة، ج٤، ص٨٢؛ زندگانی محمّد، ج٢، ص٢٩١ ـ ٢٩٢؛ المغازي، ج٣، ص٨٩٣؛ بحار الأنوار، ج٢١، ص١٦٥.
[٤].السیرة النبویّة، ج٤، ص٤٥ ـ ٤٦؛ زندگانی محمّد، ج٢، ص٢٦٤ ـ ٢٦٨؛ تاريخ يعقوبي، ج٢، ص٥٨ ـ ٥٩؛ المغازي، ج٢، ص٨١٦ ـ ٨١٨
[٥].السیرة النبویّة، ج٣، ص٢٩١؛ زندگانی محمّد، ج٢، ص١٨٩؛ المغازي، ج٢، ص٧٤٣ ـ ٧٤٥.
[٦].السیرة النبویّة، ج٤، ص٦٠؛ زندگانی محمّد، ج٢، ص٢٨١ ـ ٢٨٢؛ المغازي، ج٢، ص٧٤٣ ـ ٧٤٤.
[٧] استاديار دانشگاه شيراز.
[٨]. آرمانشهر در انديشه ايراني، ص٢٧.
[٩].اهل يوتوپياي مور «در پي امور عقلي خستگي ناپذيرند». و انسان را از آن روي گراميترين و دقيقترين مخلوق ميدانند كه انديشمند است و قدرت تأمل دارد ( آرمانشهر (مور)، ص١٠٢ و١٠٣).