علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٤٢ - حجيّت و نقش دانشهای بشری در فهم و نقد روايات
سوي خداست» و در خبر ديگر به طرق عامه و خاصه آمده است: «براي خدا هفتاد يا هفتاد هزار حجاب از نور و ظلمت وجود دارد»، پس اگر گفته شود: چگونه ممكن است بين اينها جمع كرد؟، ميگوييم: «لام» در عبارت «لله»، براي تملك است؛ مانند «لَـهَا الخـَلقُ و الاَمرُ» و اين حجابها مراتب خلق او هستند. پس خود خلق حجاباند و به خدا نمي رسند، مادامي كه گرفتار خودشان باشند و در حديث علي٧: «لَيسَ بَينَهُ وَ بَينَ خَلقِهِ حِجابٌ»، براي اين كه خدا با آنهاست، هركجا باشند و نظير آن در انسان، قوۀ باصره است كه از ادراك نفس محجوب است، ولي نقش او را در ك ميكند.[١]
او در تفسير روايت «سَل عَما شِئتُ. قال: اَينَ رَبُّكَ ؟ قال: هُو فِي كُلِّ مَكَانٍ» بعد از بيان تالي فاسدها، و بيان اينكه تفسير به احاطه علمي در مقصود پرسشگر كافي نيست، ميگويد:
حق اين است كه بودن خدا در هر مكان به معناي تحيز نيست، بلكه به معناي قيوميت و احاطه و اشراق او بر همه چيز است.[٢]
و نيز از دو حديث اول ابواب عقل و علم ـ كه در آنها آمده است: «فَقال لَه اَقبِل فَأقبَلَ ثُمَّ قال لَهُ اَدبِر فَأَدبَرَ»؛ به او گفت پیش آی، پیش آمد. گفت: بازگرد، باز گشت ـ و حديث سوم ـ كه آمده است: «فقال لَه اَدبِر فَأدبَرَ ثُم قال لَه: أَقبِل فَأَقبَلَ» ـ ، در پرتو اسفار اربعه و قوس صعود و نزول رفع تعارض كرده است.[٣]
او حتي، در بسياری از مسائل ـ كه يا به دليل ناممكن بودن شناخت ماهيت چيزي و تفصيل آن[٤] و يا زماني به دليل اينكه از ظاهر لفظ چيزي فهميده نميشود ـ دستور به توقف[٥] و اكتفا به اجمال آن ميدهد، اما در اخبار عرفاني، قاعدهاي را بنا نهاده، ميگويد:
در اين اخبار نوعي اجمال وجود دارد كه عقول بايد تدبّر كند و نزديك ترين احتمال را بيابد، وگرنه ذكر آن بيهوده بوده و اجمال در آنها باعث توقف نمي شود.[٦]
تصوف و نقش آن
مراد علامه از تصوف، با عرفان متفاوت است؛ چرا که اولاً تعبیر ایشان از متصوفه با عبارات «عوام صوفیه»[٧]، «جهال»[٨] آنها، «مبتدعه»[٩] و «متجاوز»[١٠] ایشان و یا «محققین صوفیه»[١١] یا «صوفیه
[١]. همان، ج١، ص٢٧ و ج٧، ص١٦٤.
[٢]. منهج الصادقين٤، ص٥٦٠.
[٣]. «از امام جواد٧ پرسیدم: معنای خدا یکتاست چیست؟ فرمود: اتفاق همه زبانها بر یکتایی او چنانچه خودش فرماید: اگر از آنها بپرسی چه کسی آنها را آفریده؟ محققاً میگویند: خدا» (شرح اصول الكافي، ج٤، ص٢٦).
[٤]. همان، ج٣، ص١٢٦.
[٥]. همان، ج٣، ص٢١٦.
[٦]. «از هر چه میخواهی بپرس؟ گفت: پروردگارت کجاست؟ فرمود: در هر مکان» (همان، ج٣، ص١٥٩).
[٧]. الوافي، ج١، ص٥٣.
[٨]. مجمع البيان، ج١٠، ص٣٦٦.
[٩]. شرح اصول الكافي، ج٢، ص١٢٥.
[١٠]. همان، ج٨، ص١٣١.
[١١]. نثر طوبی، ص٤؛ شرح اصول الكافي، ج٤، ص٢٢٤.