١ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص

علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٣٦ - جامعة آرماني در كلام حضرت فاطمة زهرا

مالكيت خصوصي طرح شدة مور و افلاطون توجيهي خاص دارد. مور معتقد است عدم وجود اين نوع مالكيت موجب مي‌شود مردم با شور و شوق، امور عمومي جامعه را دنبال كنند.[١] و به سعادت ـ كه در نتيجة برابري دارايي حاصل مي‌شود ـ دست يابند.[٢] و افلاطون اولاً اشتراك در مال و خانواده و بويژه زن و فرزند را، آن هم تابع قوانين و مقرراتي معين و به دور از هرج و مرج، براي اصلاح نژاد بشر ضروري مي‌داند.[٣] و ثانياً آن را عامل اتحاد و يكپارچگي جامعه و تقويت حس همدردي در ميان مردم آرمان‌شهر تلقي مي‌كند.[٤]

به هر روي، از آنجا كه اين اصول با آموزه‌هاي دين اسلام همسويي ندارد، تقريباً در هيچ يك از مدينه‌هاي فاضلة ايراني ـ اسلامي مطرح نمي‌شود و به كار نمي‌آيد.

با اين مقدمة مفصل، اما ضروري، به سراغ جامعة آرماني حضرت فاطمة زهرا٣ مي‌رويم كه از
خلال سخنان اين بانوي بزرگ آشكار مي‌شود؛ با اشاره به اين مطلب كه آرمان‌شهر تمامي فضلا، حكما
و فلاسفه، همان‌گونه كه پيش از اين گفتيم، شهري ذهني و خيالي است كه در عالم واقع، وجود خارجي ندارد و بر اساس انديشه‌هاي آرمان‌شهري سازندگان آنها طرح ريزي شده است. با اين‌كه در اين
جوامع، خدا و دين حضور دارند، اما مدار و محور اصلي قوانين شهر، اصول ديني و اعتقادي نيست؛
به عبارت ديگر، قوانين الهي و آسماني بر اين جامعه‌ها حكمفرما نیست و قانون و مقررات، دست ساختة بشر يا بهتر بگوييم ذهن ساختة بشر است. به همين دليل گاهي تناقضاتي در آنها ديده مي‌شود؛ مثلاً
با اين‌كه اساس همة آرمان‌شهرها بر زندگي مسالمت‌آميز و صلح و آشتي بين مردم و اعضاي سرزمين‌هاي ديگر است، اما جنگ نيز در آنها اجتناب ناپذير است. مردم در آن شهرها افرادي صالح‌اند، اما گاهي خطاهاي نابخشودني را مرتكب مي‌شوند كه از تقدس قوانين بشري شهر آرماني مي‌كاهد؛ نمونه‌هايي از اين تضادها در آرمان‌شهر مور به كرّات ديده مي‌شود؛ اما دنياي آرماني حضرت زهرا٣ متكي بر قوانين الهي است؛ از پيوند ملك و ملكوت تشكيل شده و وسعت آن از خاك تا افلاك
و عرش اعظم الهي گسترده است. رأس هرم قدرت در جامعة آرماني حضرت زهرا٣ پروردگار مقتدر واحد است و پس از او، پيامبر٦ به عنوان رهبر جامعه و منسوب از طرف قادر مطلق و سپس امام ـ رهبر، به ترتيب بر اين جامعه رياست الهي مي‌كنند و مجري احكام مقدس آسماني هستند. جامعة
آرماني آن حضرت، جامعه‌اي صرفاً بشري نيست؛ به همين دليل است كه در اين جامعه معنويت جايگاه خاصي دارد.

پيش از آن‌كه به طور اخص به بيان ويژگي‌هاي آرمان‌شهر حضرت زهرا٣ بپردازيم، بهتر است به حرمان‌شهر، پليد شهر و يوتوپياي روزگار ايشان و از دريچة چشم حضرتش، نگاهي گذرا بيفكنيم.


[١].همان، ص٩٩.

[٢].همان، ص١٣٣.

[٣].جمهور، ص١١٥.

[٤].همان، ص٥٤٨.