علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٦٦ - معرفی و روششناسی شرح نهجالبلاغه ابنمیثم بحرانی
گفتنی است مولف، بجز آنچه پیشتر بدان اشاره شد، در پارهای از موارد نیز محور اصلی و موضوع کلی سخن را، پیش از پرداختن به شرح، بیان کرده است؛ مثلاً دربارۀ خطبۀ ٢٢٨: «و اعلمْ أنّ مَدار هذه الخطبة علی التوحید المطلق و التنزیه المحقّق»،[١] یا در مورد نامۀ ٣٩: «و مَدار الکتاب علی توبیخ عمرو بمتابعته لمعاویة في باطله و تنفیره عمّا هو علیه و وعیده لهما علی ذلك».[٢]
مؤلّفههای موجود در حین شرح متن
١. بخشبندی متن در صورت طولانی بودن آن:
مؤلف، در مواردی که متن خطبه یا نامه طولانی بوده، آن را بخش بخش کرده و سپس هر بخش را جداگانه شرح کرده است. البته گاه، تعداد کلی بخشهای خطبه یا نامه را در ابتدا مشخص میکند و گاه، بدون ذکر این تعداد، تنها بیان میکند که این کلام دارای چندین بخش است؛ مثال: دربارۀ خطبۀ اول گفته است:
و اعلمْ أنّ هذه الخطبة مشتملة علی مباحث عظیمة و نُکَت مهمّة علی ترتیب طبیعيّ فَلْنَعقِد فیها خمسة فصول: الفصل الأول: في تصدیرها بذکر الله ـ جلّ جلاله ـ و تمجیده و الثناء علیه بما هو أهلُه.[٣]
و سپس شرح این بخش را بیان كرده و پس از آن، متن بخش دوم و شرح آنْ و به همین ترتیب، تا پایان خطبه را آورده و شرح كرده است. البته در برخی موارد، پس از آوردن عبارت «الفصل...» موضوع آن را هم بیان میکند؛ مثلاً «الفصل الثالث: في کیفیّة خلق آدم٧».[٤]
یا در شرح نامۀ ٣١ ـ که وصیت امام علی٧ به امام حسن٧ است و نامهای طولانی به شمار
میرود ـ گفته است:
و فیها فصول. الفصل الأول: قوله: ... .[٥]
و در شرح عهدنامۀ مالک اشتر نیز آورده است:
و في العهدِ فصول. الفصل الأول: قوله ... .[٦]
٢. شرح تکهتکۀ هر بخش:
مؤلف معمولاً در شرح هر بخش نیز، متن آن بخش را، به صورتِ تکهتکه با آوردن «قوله الذي...» و مانند آن، نقل و با عبارت «أقول...» شرح میکند و سپس شرح تکۀ بعدی را میآورد و به همین ترتیب،
[١]. همان، ج٥، ص٢٦٩.
[٢]. همان، ج١، ص١٤٣.
[٣]. همان، ج٣، ص٤٣٢.
[٤]. همان، ج٤، ص٣١٦.
[٥]. همان، ج٥، ص٢٦٣.
[٦]. همان، ج٤، ص١٣٥.