علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٢٢ - اخلاق سیاسی در رفتار پیامبر
گویاترین داستانی که نشان دهندۀ کمال وفاداری و پایبندی رسول اکرم٦ به تعهّدات و پیمانهاست، به جریان ابلاغ آیات برائت باز میگردد. از جمله مطالبی که در این ماجرا توسّط فرستادۀ مخصوص رسول خدا[١] در اجتماع حجّاج بیت الله در منا اعلام شد، آن بود که: «هر کس با رسولخدا پیمانی دارد، آن پیمان تا پایان مدت محترم است».[٢] این گزارش، به روشنی و صراحت، بیانگر احترام و اعتبار تمامی پیمانهای منعقد شده مابین پیامبر و قبايل دیگر، تا انتهاي زمان قید شده در پیمان، از سوی رسول گرامی اسلام است.
٣. اقدام به عملیّات اطلاعاتی در میان دشمنان
در تمامی حکومتها کسب اطلاعات به صورت مخفیانه[٣] در چند زمینه انجام میپذیرد، که یکی از آنها «کسب اطلاعات از برنامهها و تصمیمات دولتهای بیگانه در زمینۀ منافع دولت متبوع» است. معمولاً نسبت به تمامی دولتهای خارجی اينچنين اقدامات اطلاعاتی صورت میگیرد و هر حکومتی سعی میکند اطلاعات محرمانۀ بیشتری را به دست بیاورد؛ اگرچه دولت مقصد از دستۀ دولتهای دوست و حتی هم پیمان به حساب آید. همواره برخورداری از اطلاعات بیشتر عامل برتری و تفوّق محسوب میشود، و حکومتی که از برنامهها و تصمیمات دولت اجنبی اطلاع داشته باشد، بهتر و دقیقتر میتواند در موارد مشترک برنامه ریزی نماید و توطئههای احتمالی را خنثا سازد. هرچه یکی از دو طرف از اطلاعات بیشتری نسبت به طرف دیگر برخوردار باشد، با دید بازتری به بازی قدرت ادامه خواهد داد.
آنچه در کتب گزارش کنندۀ تاریخ صدر اسلام موجود است و در سیرۀ منقول آن حضرت میبینیم، این است که ایشان نسبت به کسب اطلاعات محرمانۀ جبهۀ مقابل موافق بوده و به آن اقدام مینموده است. ایشان افرادی را، چه در زمان لشکرکشی دشمن و چه پیش از لشکر کشی، برای جاسوسی به میان مشرکان میفرستاده است.
ماجرای «عبدالله بن جحش» را سابقاً بیان کردم و مشاهده شد که رسول گرامی اسلام او و همراهانش را تنها برای کسب محرمانۀ اطلاعات از جبهۀ دشمن، و نه نبرد با آنان، گسیل داشت.[٤]
در جنگ احزاب، غزوۀ خندق ـ که قبايل و گروههای مختلف علیه مسلمین متحد شده بودند ـ تنهايي و محاصرۀ طولانی شهر مدینه برای مسلمانان موجب مشکلات فراوانی شده بود. در این زمان به پیامبر اکرم خبر رسید که جبهۀ مخالف دچار تشتت شده است. حضرت «حذیفه» را طلبید و او را مأمور ساخت كه چون شب شود، به میان لشگر دشمن برود و از وضع و تصمیم آنها رسولخدا را با خبر سازد.[٥]
[١].اسامی افرادی که در غزوات مختلف سرپرستی مسلمانان را در شهر مدینه بر عهده داشتهاند در کتب مربوطه به تفصیل آورده شده است؛ ر.ک: السیرة النبویّة، ج٢، ص٢٤١ ـ ٢٦٣؛ زندگانی محمّد، ج١، ص٣٩٢ ـ ٣٩٧؛ المناقب، ج١، ص١٦٣؛ بحار الأنوار، ج٢٢، ص٢٤٩.
[٢].ابنهشام در کتاب سیره خود تعداد سرایا را ٣٨ سریّه میداند و اسامی امیران این سرایا را ذکر مینماید (ر.ک: السیرة النبویّة، ج٤، ص٢٥٧؛ زندگانی محمّد، ج٢، ص٣٨٧؛ المناقب، ج١، ص١٨٦ ـ ١٨٧؛ تاريخ يعقوبي، ج٢، ص٦٩ ـ ٧٥).
[٣].تاريخ يعقوبي، ج٢، ص١٢٢؛ بحار الأنوار، ج٢٢، ص٢٤٩ ـ ٢٥٠ با اختلاف مختصر.
[٤].السیرة النبویّة، ج٢، ص٢٦٤؛ زندگانی محمّد، ج٢، ص١٠ ـ ١٢؛ المغازي، ج١، ص٤٨.
[٥].سوره اسراء، آيه ٣٤؛ سوره مائده، آيه ١؛ سوره بقره، آيه ١٧٧؛ سوره آلعمران، آيه ٧٦.