علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٢١ - اخلاق سیاسی در رفتار پیامبر
٢. پایبندی به تعهدات و پیمانها، در عین قدرت بر نقض عهد
از نکات برجستهاي که در تاریخ صدر اسلام به چشم میخورد، پایبندی پیامبر اکرم، مؤسّس و زمامدار حکومت اسلامی، نسبت به تعهّدات و پیمانهايي است که با گروهها و قبايل مختلف بسته شده بود. بسیاری از این پیمانها مربوط به دوران ضعف اوّلیّۀ مسلمانان و بیپناهی دولت اسلامی بوده که هرگونه همدلی سایر قبايل برای مسلمانان مایۀ دلگرمی و قوّت قلب بود، لکن در دورانی که با ایثار و مجاهدتهای رزمندگان اسلام، در کنار قدرت منطق مبتنی بر فطرت انسانی تعالیم آسمانی این دین الهی، و در سایۀ درایت و راهبری داهیانۀ پیامبر اکرم٦ دولت اسلامی در اوج قدرت و اقتدار به سر میبرد، دیگر پایبندی به این تعهّدات و پیمانها نه تنها مایۀ تقویت حکومت اسلامی نبود، بلکه گاه جلوی پارهاي از تصمیمات لازم در پیشبرد اهداف دولتی را هم سدّ مینمود.
در چنین مواقعی است که اخلاق سیاسی مورد توصیه و عمل اغلب سیاستمداران جهانی قاطعانه حکم مینماید که این تعهّدات دست و پا گیر بی خاصیّت زیر پا گذاشته شود.
اینجاست که تفاوت عمل پیامبر با زمامداران دنیا، و فرق اخلاق حکومتی در فلسفۀ سیاسی اسلام با اخلاق حاکمان در فلسفۀ سیاسی فیلسوفان سیاست آشکار میشود. پایبندی اوّلین مؤسّس دولت اسلامی در جهان نسبت به تعهّدات و پیمانهايي که با گروهها و قبايل دیگر بسته شده بود، آن هم تا آخرین زمان اعتبار آن پیمان نامه، از نکات درخشان در فلسفۀ سیاست اسلامی است. هیچگاه زمامدار مسلمانان اجازه نخواهد داشت تعهّدی را که نسبت به گروهی از مردمان، یا دولتهای دیگر پذیرفته است، زیر پا بگذارد. تأکیدات قرآنی گویايي در این زمینه وجود دارد که بحث و تفصیل آن خارج از حوصله و رویکرد این مقاله است.[١] در اینجا به نقل نکاتی از سیرۀ رسول گرامی اسلام در این خصوص بسنده میکنیم:
در سال ششم هجری که مسلمانان برای انجام اعمال عبادی و طواف کعبه به سمت مکه حرکت کردند، با ممانعت مشرکان مواجه شدند، و در نهایت، به انعقاد صلحنامهاي منجر شد که صلح حدیبیّه نام گرفت. یکی از موادّ صلحنامه این بود که «اگر كسى از قرشيان ـ كه تحت قيمومت و ولايت ديگرى است ـ به نزد محمّد آمد، اگر چه مسلمان شده باشد، باید او را به سوى قريش باز گردانند، ولی اگر يكى از مسلمانان و پيروان محمّد به نزد قريش برود، لازم نیست او را به مدينه باز گردانند».[٢] این بند از صلحنامه ـ که با اعتراض پارهاي از صحابۀ رسول الله نیز مواجه گشت ـ تا زمانی که اساس این پیمان از سوی مشرکان قریش نقض نگردیده بود، همواره مورد احترام و عمل پیامبر قرار داشت. بازگرداندن «ابوجندل»،[٣] پسر سهیل بن عمرو امضا کنندۀ صلحنامه از سوی قریش، و «عتبه بن اسید (ابوبصیر)»[٤] از مصادیق این سیرۀ اخلاق حکومتی رسول خداست.
[١].السيرة النبوية، ج٤، ص٢٢٠؛ زندگاني محمد، ج٢، ص٣٥٥؛ سيرت رسولالله، ج٢، ص١٠٢٣؛ سبل الهدي و الرشاد في سيرة خير العباد، ج٦، ص٣٥٣؛ دلائل النبوة و معرفة أحوال صاحب الشريعة، ج٥، ص٣٧٥.
[٢].السيرة النبوية، ج٤، ص٢٢٢؛ زندگاني محمد، ج٢، ص٣٥٨؛ الطبقات الكبري، ج١، ص٢٤٠؛ البداية و النهاية؛ ج٥، ص٥٠.
[٣]. السيرة النبوية، ج٢، ص٥٨٠؛ زندگاني محمد، ج٢، ص٣٦٢.
[٤].السیرة النبویّة، ج١، ص٣٤٤ ـ ٣٤٥؛ زندگانی محمّد، ج١، ص١٩٩ ـ ٢٠٠؛ بحار الأنوار، ج١٨، ص٤١٤؛ تفسير القمي، ج١، ص١٧٦؛ إيمان أبي طالب، ص٢٢٧.