علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٠٦ - اخلاق سیاسی در رفتار پیامبر
تجربۀ بشری ثابت کرده است که حاکمان، پس از گذشت زمانی از زمامداری، در چشم رعایا از عظمت و قداست خالی میشوند، ولی پیامبر اکرم چنین سرنوشتی را پیدا نکرد. قداست مقام ایشان
در مدّت زمامداری افزونتر شد و فراتر رفت؛ نه آن که فروتر گردد. باید بررسی نمود که راز این نتیجه چه بود؟
اخلاق مبارزاتی (جلوههايي از اخلاق سیاسی پیامبر قبل از تشکیل حکومت [در مکه و پیش از هجرت])
١. قاطعیّت و جدّیّت در اهداف
در آغاز بعثت و شروع دعوت پیامبر اکرم، و پس از اقبالی که از سوی گروه اندکی از جوانان ـ که در شهر مکه زندگی میکردند ـ به آيين ارائه شده از سوی ایشان صورت گرفت، سران شهر مکه نگران گسترش این دعوت شدند و تلاش کردند تا با تهدید یا تطمیع پیامبر، ایشان را از ادامۀ فعّالیّت خویش بازدارند. قاطعیّت ایشان در ادامۀ فعّالیّتهای تبلیغی و جدّیّت در اهداف مبارزاتی، از ویژگیهای عملکرد پیامبر در سرزمین مکه و در آغاز انقلاب دین اسلام است.
تعبیر مشهور رسول الله در برابر تهدیدها وتطمیعهای سران قریش ـ که: «به خدا قسم اگر خورشید را در دست راست من بگذارند و ماه را در دست چپ من قرار دهند، من دست از این کار نخواهم کشید تا اینکه در این راه هلاک شوم یا اینکه خداوند مرا نصرت داده و بر آنان غالب آیم»[١] ـ به روشنی دلالت بر همین استواری و جدّیّت در راه هدف دارد.
همین ایمان به راهی که انتخاب شده است و پایداری در این مسیر، رمز پیشرفت حرکتی بود که پیامبر اکرم در جهان آن روز آغاز کرد. به طور کامل پیداست که اگر رهبر یک حرکت اجتماعی، کمترین تردید یا اضطرابی از خود نشان دهد، هرگز نخواهد توانست مطلوب خود را به کرسی بنشاند. همة جنبشهای تودهاي که در طول تاریخ بشر در جوامع گوناگون به پیروزی رسیدهاند، از همین عنصر جدّیّت و قاطعیّت در روحیّات رهبر جنبش برخوردار بودهاند.[٢]
٢. صراحت در بیان اهداف و عدم مجامله با دشمن در عین ضعف نیرو و تجهیزات
میدانیم که در آغاز بعثت پیامبر اکرم، در زمانی که تعداد کسانی که به دین اسلام گرویدند، بسیار اندک بودند، سران قریش ـ که خطر دعوت پیامبر اکرم را نسبت به جاه و مقام، مال و منال خود به خوبی درک میکردند ـ در صدد آزار و اذیّت ایشان برآمدند تا آن حضرت را از ادامۀ مسیر الهی خود بازدارند. رسول گرامی اسلام ـ که در آن زمان، از لحاظ عِدّه، یاران فراوانی نداشت و داراي عُدّه کافی نبود، بدون آن که سستی کرده و به مجامله با قریش بپردازد، در بیان اهداف خود صراحت به خرج میداد.
[١] Wolff, Christian
[٢].من لا يحضره الفقيه، ج٤، ص٤٠٥؛ الكافي، ج٢ ص١٤٦؛ وسائل الشيعة، ج١٥، ص٢٨٧.