علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١١٠ - اخلاق سیاسی در رفتار پیامبر
برند... صلح و سازش مؤمنان یکی است، و هیچ مؤمنی بدون موافقت مؤمن دیگری وارد صلح نشود»[١] و تا آنجا که «مؤمنان در خونی که از ایشان در راه جنگ با دشمنان میریزد، ذمهدار یکدیگرند».[٢]
از اقدامات حکومتی دیگری که پیامبر اکرم در ماههای اوّلیّۀ تشکیل دولت اسلامی در مدینه انجام داد، تنظیم لشکریان و انجام عملیّات رزمی جهت ایجاد و تداوم آمادگی جنگی مسلمانان برای مقابله با حملات احتمالی دشمنان اسلام بود. در پارهاي از این رزمایشها شخص پیامبر فرماندهی لشکریان را بر عهده داشت ـ که «غزوه» نامیده شدهاند ـ و در پارهاي دیگر از این عملیّات رزمایشی ایشان شرکت نمیکرد، بلکه لشکر را به فرماندهی شخص دیگری به صحنۀ نبرد فرضی ارسال مینمود که «سریّه» نامیده میشوند.
سیرهنویسان ذکر کردهاند که لشکریان در سرایا فقط از مهاجران انتخاب میشده و هیچیک از انصار شرکت نداشتهاند؛ لکن در مورد غزوات به عدم مشارکت انصار اشارهاي نکردهاند که به طور طبيعي، به معنای حضور انصار در میان لشکریان است.[٣]
این تصمیم پیامبر اکرم، به روشنی، نشان میدهد که ایشان نمیخواستهاند دو گروه مهاجر و انصار با هم در عملیاتی حسّاس و چالش برانگیز، بدون حضور شخص ایشان مشارکت نمایند؛ زیرا این مسأله موجب میشد مفاخرهها و نزاعهای قومی و قبیلهاي دیرینهاي که میان اقوام و قبايل ساکن در شبه جزیره ـ که مهاجر و انصار نیز از آن اقوام بودند ـ وجود داشته و با تأکیدات و اقدامات وحدت آفرین پیامبر رو به خموشی میرفت، در غیاب ایشان، دوباره، سر باز کند و آتش نفاق و اختلاف شعلهور گردد.
در سال هشتم هجری نبردی میان مسلمانان با قبیلۀ هوازن صورت گرفت و به پیروزی قاطع مسلمین انجامید. در این نبرد ـ که به غزوۀ حنین شهرت یافت ـ غنايم بسیاری به دست آمد که دربارۀ سرنوشت آن غنايم نقلهای تاریخی متعدّدی وجود دارد. در هنگام تقسیم غنايم حنین، رسول گرامی اسلام به اشراف و بزرگانی که تازه مسلمان شده بودند، و یا مشرکانی که به آن حضرت کمک کرده بودند، بیش از دیگران داد تا سبب جلب خاطر آنها و قبیله و فامیلشان گردد و بدینوسیله دلی از آنها به دست آورد[٤]. این عمل پیامبر موجب رنجش خاطر انصار شد تا آنجا که سعد بن عباده، بزرگ قبیلۀ خزرج، گلۀ انصار را ـ که گلۀ خود او هم بود ـ برای رسول خدا نقل نمود.
پیامبر که اينچنين دید، در جمع انصار، با تأکید بر عدم حضور مهاجران، به غیر از چند نفر معیّن از ایشان، به اوسیان و خزرجیان فرمود:
ای گروه انصار، آیا به خاطر مختصر گیاه سبزی از مال دنیا ـ که من خواستم به وسیلۀ آن دل جمعی را به دست آورم تا (بلکه بدینوسیله) اسلام آورند ـ در دل خویش از من گلهمند شدید؛ در صورتی که من شما را به همان ( نعمت) اسلامتان واگذاشتم؟
[١]. نمونۀ اعلای آن انقلاب اسلامی ایران است که در رأس آن شخصیّتی قرار داشت که سر تا پا ایمان به راه و هدف بوده، با قاطعیت و جدیت و بدون هیچ تردید و اضطرابی حرکت خویش را تا پیروزی ادامه داد.
[٢].السیرة النبویّة، ج١، ص٣٠٩؛ زندگانی محمّد، ج١، ص١٧٢.
[٣]. السیرة النبویّة، ج١، ص٣٤٤؛ زندگانی محمّد، ج١، ص١٩٩.
[٤].السیرة النبویّة، ج١، ص٣٤٤؛ زندگانی محمّد، ج١، ص١٩٩؛ تاريخ يعقوبی، ج٢، ص٢٩.