علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٢٣ - اخلاق سیاسی در رفتار پیامبر
در واقعۀ غزوۀ حنین، هنگامی که خبر حرکت قبیلۀ هوازن و همدستانشان به رسولخدا رسید، آن حضرت، «عبدالله بن أبی حدرد» را مأمور کرد تا به طور ناشناس خود را به میان لشگر هوازن برساند و از اوضاع و احوال ایشان اطلاعاتی کسب کرده رسولخدا را مطلع سازد.[١]
٤. عفو و عدم انتقام از دشمنان پس از غلبه بر ایشان
انتقام گرفتن از دشمن پس از غلبه یافتن بر او امری است که در تمامی جنگها اتفاق میافتد. در همه جا لشکر شکست خورده و فرماندهان آن از کمترین حقوق انسانی برخوردارند، و این واقعیّت دردناک و ضدّ بشری تا جايي رواج یافته و موجب نگرانی و دغدغۀ فکری ملتها بوده است که جامعۀ جهانی و نهادهای بین المللی مجبور شدهاند برای سامان بخشیدن به وضعیّت شکست خوردگان در جنگها ضوابطی را تعیین نمایند، و دادگاههای بینالمللی از حقوق انسانی مغلوب شدگان حمایت کنند. این مسأله، با اینکه دارای قوانین پذیرفته شده توسّط اغلب، بلکه تمامی کشورهاست، لکن هنوز هم در عمل همان است که بود؛ نه کنوانسیونها و پروتکلهای بین المللی دردی را دوا کرده است، و نه سازمانهای جهانی توانستهاند تغییری ایجاد نمایند.
اما داستان پیروزشدگان در جنگ، در اخلاق سیاسی پیامبر اعظم٦ به گونۀ دیگری است. اخلاق پیروزی در اینجا مبتنی است بر عفو و گذشت، نه انتقام گیری و عقدهگشايي. رسول گرامی اسلام هم با اسیران جنگی چنین برخوردی داشت، و هم با فرماندهان لشکر دشمن که تسلیم ایشان شده و شکست را میپذیرفتند با عفو و اغماض مقابله مینمود.
داستان فتح مکه، اسلام آوردن «ابوسفیان» و برخوردی که پیامبر اکرم با او و مشرکان مکه میکند، اخلاقیترین نمونۀ پیروزی و برخورد لشکر غالب با مردم مغلوب در تاریخ بشر است.[٢]
«عمرو بن عاص» نقل میکند که در سفری به حبشه رفت تا «عمرو بن امیّه» (فرستادۀ پیامبر) را از نجاشی ـ که سوابق رفاقت و دوستی با مشرکان مکه داشت ـ تحویل بگیرد و دستگیر کرده، به قتل برساند. مخالفت نجاشی با این امر و سخنان او در تأیید رسالت الهی پیامبر اکرم موجب تنبّه عمروعاص شده و او را به مسلمان شدن وا میدارد. اعمال سابق عمرو عاص او را نسبت به برخورد رسول خدا نگران ساخته بود، لکن آن گاه که در مدینه خدمت رسول الله رسید، آن حضرت فرمود:
ای عمرو، بدان که اسلام کارهای گذشته را قطع میکند (و از بین میبرد).[٣]
«صفوان بن امیّه» از کسانی بود که با رسولخدا دشمنی شدیدی داشت و هنگام فتح مکه با جمعی اقدام به جنگ کرد، صفوان هنگامی که از مقابل لشگر اسلام فرار کرد، از ترس آنکه مبادا به دست یاران رسولخدا کشته شود، از شهر خارج شد و به سوی جده رفت تا از آنجا خود را به یمن برساند.
[١].السیرة النبویّة، ج٣، ص٣٣٢؛ زندگانی محمّد، ج٢، ص٢١٧ ـ ٢١٨؛ المغازي، ج٢، ص٦٠٧ ـ ٦٠٨؛ بحار الأنوار، ج٢٠، ص٣٣٤ ـ ٣٣٥.
[٢].همان منابع.
[٣].السیرة النبویّة، ج٣، ص٣٣٧؛ زندگانی محمّد، ج٢، ص٢٢٠ ـ ٢٢١؛ بحار الأنوار، ج٢٠، ص٣٣٥ ـ ٣٣٦.