علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١١٨ - اخلاق سیاسی در رفتار پیامبر
امّت اسلام را ملاقات نموده، خواستهها و تقاضاهای خود را به طور مستقیم با خود آن حضرت در میان بگذارند. قبايل مختلف ـ که نمایندگانی را برای صحبت با پیامبر میفرستادند ـ همچون «قبيله بنىسعد بن بكر، كه مردى را به نام ضمام بن ثعلبة به عنوان نمايندگى به نزد رسول خدا٦ فرستادند»[١] و «نمایندگان بنیحنیفه، که مسيلمه كذاب نيز در ميان آنها بود»،[٢] بدون هیچ هماهنگی و اطلاع قبلی، و حتی بدون آن که چهرۀ پیامبر را بشناسند، به حضور ایشان رسیده و به گفتگو میپرداختند. رعایا نیز به آسانی و بدون هیچ گونه نگرانی و دغدغه، عرض حال به محضر ایشان برده و خصوصیترین مشکلات خویش را با ایشان به مشورت مینشستند. «عدیّ بن حاتم» از ماجرايي سُخن میگوید که در اوّلین برخورد خود با رسول الله٦ شاهد آن بوده است:
رسول خدا٦ مرا كه شناخت، از جا برخاسته، مرا به سوى خانه خود برد و هم چنان كه در راه ميرفتيم، پيرزنى سر راه او آمد و او را نگهداشت، و به خدا سوگند! آن حضرت را ديدم زمانى دراز در آنجا ايستاد و درباره كار آن پيرزن با او صحبت كرد.[٣]
١٠. رها نکردن مردم بدون تعیین سرپرست و جانشین
آنچه در جای جای سیره و شیوۀ عملی پیامبر اکرم٦ در طول ٢٣ سال رهبری مبارزاتی و حکومتی آن حضرت به چشم میخورد، آن است که ایشان هیچ گاه گروهی از مردم تحت ولایت خود را بدون سرپرست رها نکرد؛ چه آن زمان که مسلمانان تنها گروهی کوچک در مکه بودند که درگیر و دار تبلیغ مبانی دین اسلام و دعوت مردمان دیگر به این آيين الهی، با آزار و شکنجههای دشمنان روزگار میگذراندند؛ و چه آن زمان که در مدینه دارای حکومت استواری شده و با دشمنان داخلی، یهودیان بنیالنضیر، بنیقریظه و بنیقینقاع، و دشمنان خارجی، مشرکان مکه و قبايل هم پیمان با آنان، درگیر میشدند. در تمامی این مواقع و مواضع، هر بار که لازم میشد، گروهی از مسلمانان در جايي یا کاری حضور دستهجمعی و مشارکت گروهی داشته باشند، چنانچه شخص پیامبر در میان آنان نبود، حتماً از جانب ایشان فردی مسئولیّت ادارۀ امور را بر عهده میگرفت.
در ماجراي هجرت نخستين مسلمانان به حبشه، پیامبر اکرم «عثمان بن مظعون» را به عنوان امیر بر قافلۀ ده نفرۀ مهاجران مسلمان منصوب نمود.[٤]
در تمامی لشکرکشیها، فردی از جانب پیامبر به سرپرستی گمارده میشد. حال چنانچه غزوهاي شکل میگرفت که پیامبر در میان لشکریان از مدینه خارج میشد، فردی از جانب ایشان به امارت و سرپرستی
[١]. السیرة النبویّة، ج٢، ص٢٥٣؛ زندگانی محمّد، ج١، ص٣٩٧ ـ ٤٠٠؛ المغازي، ج١، ص١٣ ـ ١٦.
[٢]. السیرة النبویّة، ج٤، ص٤١؛ زندگانی محمّد، ج٢، ص٢٦٠ ـ ٢٦١؛ تاريخ يعقوبي، ج٢، ص٥٨؛ المغازي، ج٢، ص٧٩٧ ـ ٧٩٨.
[٣].Gيَسْأَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرَامِ قِتَالٍ فِيهِ قُلْ قِتَالٌ فِيهِ كَبِيرٌ وَصَدٌّ عَن سَبِيلِ اللّـهِ وَكُفْرٌ بِهِ وَالْمـَسْجِدِ الْحَرَامِ وَإِخْرَاجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَكْبَرُ عِندَ اللّـهِ وَالْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ وَلَا يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّى يَرُدُّوكُمْ عَن دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا وَمَن يَرْتَدِدْ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَيَمُتْ وَهُوَ كَافِرٌ فَأُولئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الْدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَأُولئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ*إِنَّ الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ الَّذِينَ هَاجَرُواْ وَ جَاهَدُواْ فىِ سَبِيلِ اللَّـهِ أُوْلَئكَ يَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّـهِ وَ اللَّـهُ غَفُورٌ رَّحِيمF (سوره بقره، آيه ٢١٧ ـ ٢١٨).
[٤]. Gيَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِم بِالْمـَوَدَّةِ وَقَدْ كَفَرُوْا بِمَا جَاءَكُم مِنَ الْحَقِّ يُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَإِيَّاكُمْ أَن تُؤْمِنُوا بِاللَّـهِ رَبِّكُمْ إِن كُنتُم خَرَجْتُمْ جِهَاداً فِي سَبِيلي وَابْتِغَاءَ مَرْضَاتِي تُسِرُّونَ إِلَيْهِم بِالْمـَوَدَّةِ وَأَنَا أَعْلَمُ بِمَا أَخْفَيْتُمْ وَمَا أَعْلَنتُمْ وَمَن يَفْعَلْهُ مِنكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاءَ السَّبِيلِ الممتحنة*إِن يَثْقَفُوكُمْ يَكُونُوا لَكُمْ أَعْدَاءً وَيَبْسُطُوا إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ وَأَلْسِنَتَهُم بِالسُّوءِ وَوَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ*لَن تَنفَعَكُمْ أَرْحَامُكُمْ وَلَا أَوْلاَدُكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يَفْصِلُ بَيْنَكُمْ وَاللَّـهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌF (سوره ممتحنه، آيه ١ ـ ٣).