١ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص

علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١١٧ - اخلاق سیاسی در رفتار پیامبر


می‌نهند. در نظر این قومِ پیروز همۀ آنچه در جامعۀ قبل از انقلاب رواج داشته، سیاه بوده و در تقابل با مکتب انقلاب و ارزش‌های انقلابی است، و برای باقی نگاه داشتن هر یک از مظاهر جامعۀ پیشین باید به دنبال دلیل گرديد.[١] این تفکر، انقلاب سیاسی و واژگون کردن ارکان حکومتی را به انقلاب اجتماعی و واژگون کردن تمامی ارکان جامعه و روابط میان مردم تسرّی می‌دهد. اما آنچه در انقلاب اسلامی در شبه جزیرۀ عربستان اتفاق افتاد، جز این بود.

در سیرۀ سیاسی پیامبر اکرم می‌بینیم که ایشان پس از پیروزی بر مشرکان مکه و غلبه بر حاکمان سایر بلاد، کمترین تغییرات اجتماعی را به وجود آورده و تنها مناسبات و سنت‌هايي را که در تنافی با ارزش‌های اسلام بود، واژگون می‌ساخت. موقعیّت افراد و جایگاه اجتماعی ایشان، چنانچه تعارضی با مبانی دینی نداشت، مورد تعرّض قرار نمی‌گرفت.

در داستان فتح مکه، پس از آن که رسول گرامی اسلام «وارد كوچه‌هاى مكه شد و به كنار خانه كعبه آمد و هم چنان كه سواره بود، هفت بار طواف كرد... عثمان بن طلحة كليد دار خانه كعبه را خواست و كليد خانه را از او گرفت‌ و در كعبه را باز كرده وارد خانه شد».[٢] ایشان پس از شکستن بت‌هايي که مشرکان در داخل و روی کعبه قرار داده بودند، در گوشه‌اي از مسجدالحرام نشست و پس از آن که با درخواست پاره‌اي از اصحاب خویش مواجه شد که خواستار منصب کلید داری کعبه بودند، عثمان بن طلحه را به حضور طلبید. «چون او آمد، كليد را به او سپرد و فرمود: كليد را بگير كه امروز روز نيكى و وفاى به عهد است»[٣] و به این ترتیب، منصب و موقعیّت اجتماعی والای کلید داری کعبه را در خاندان او استمرار بخشید. آن حضرت، به طور صریح، در میان مردم مکه اعلام نمود:

کلیدداری کعبه و سقایت حاجیان را به همان ترتیب سابق رسمیّت می‌بخشم.[٤]

٩. همواره در دسترس رعایا بودن

«حاجب داشتن» و از ورای پرده‌ها با مردم جامعه سُخن گفتن، از شیوه‌هايي است که توسّط قدرتمندان جوامع مختلف به کار گرفته می‌شود تا بر ابّهت و عظمت صاحب قدرت افزوده گردد. بسیاری از مواقع، والی و زمامدار راضی می‌شود که اوقات خود را به بطالت بگذراند، لکن زمانی را برای مراجعه به خود در اختیار رعایا قرار ندهد. هدف این زمامداران، آن است که تصوّر «فوق دسترس بودن» آنان دستخوش تردید مردم عادی نگردد، تا همچنان در قوّۀ خیال مردمان باقی بمانند و افراد جامعه ایشان را «فردی چون خود» محسوب نکنند.

لکن در اخلاق حکومتی رسول اکرم، «در دسترس مردم عادی قرار داشتن» یک اصل است. مراجعانی که به مدینة النبی قدم می‌گذاشتند، می‌دانستند که در چه زمانی و چه مکانی می‌توانند رهبر


[١].سوره آل‌عمران، آيه ١٥٩.

[٢].ترجمه قرآن (فولادوند)، ج١، ص٧١.

[٣].السیرة النبویّة، ج٣، ص٣٣١؛ زندگانی محمّد، ج٢، ص٢١٥؛ المغازي، ج‌٢، ص٦٠٦ ـ ٦٠٧؛ بحارالأنوار، ج٢٠، ص٣٣٤ ـ ٣٣٥.

[٤].السیرة النبویّة، ج٤، ص١٤١ ـ ١٤٣؛ زندگانی محمّد، ج٢، ص٣١٧ ـ ٣١٨؛ تاريخ يعقوبي، ج‌٢، ص٦٣؛ المغازي، ج‌٣، ص٩٥٦ ـ ٩٥٧.