علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٤٣ - حجيّت و نقش دانشهای بشری در فهم و نقد روايات
متشرعه»[١] در مورد عرفان و اصحاب آن به چشم نمیخورد. ثانیاً ایشان در تعریفی که از آنها به دست داده، میگوید:
آنها جماعتیاند که به دقت در معارف الهی و تهذیب باطن پرداختند و مردم را عملاً به راه خواندند و نه علماً.[٢]
و یا در عبارتی دیگر میگوید:
عمل محققین صوفیه مخالف شرع نیست.[٣]
لذا از بررسی مجموع اقوال وی و آنچه آوردیم، معلوم میشود که مراد از متصوفه در نظر او کسانیاند که با اخذ شریعت و عمل به سنن، تن به ریاضتهای شرعی سپردهاند و عادتاً، همانند عرفا، طریق معمول در مباحث نظری را نپیمودهاند. سخن ابونصر سراج در اللمع فی التصوف نیز مؤید همین معناست. او میگوید:
صوفیان در پی نوع خاصی از علم نبودند.[٤]
تصوف مقبول
علامه در مواجهه با آراي آنها، همچون موارد ديگر اعتدال و مشي محققانه را از كف نداده، مينويسد:
همان طور كه در فقه راهي است كه مورد پسند ائمه است و مسيري است كه مورد پسند ايشان نيست، مانند قياس و رأي، تصوف نيز اين چنين است كه برخي از آن مشروع، مثل عبادات و رياضتهاي شرعي.[٥]
و لذا در موارد متعددي به دفاع از آنها برخواسته، برخي روشهاي ايشان را تأييد ميكند[٦] و بعد از نقل داستان ابولبابة در پي نزول آيه ٢٨ سوره انفال،[٧] ميگويد:
پيامبر٦ منكر اين رياضتهاي غير منصوص ـ كه ابولبابة بر خود تحميل كرد ـ نشد. پس انجام آن جايز است.[٨]
او بر اين باور است كه بسياري از آنها ترك شريعت نميكردند.[٩] لذا از آنها تعبير به «صوفيه متشرع» كرده است.[١٠] وي حتي در باب «ورود صوفیه بر امام صادق٧ و اعتراض ایشان بر آنها، که مردم را از
[١]. منهج الصادقین، ج٣، ص١٢١.
[٢]. شرح اصول الكافي، ج٢، ص٤١.
[٣]. روح الجنان، ج١، ص٣٥٤ و ج٢، ص٤٣١.
[٤]. صحیفه سجاديه، ص٣٤.
[٥]. روح الجنان، ج١، ص٣٢٥.
[٦]. منهج الصادقین، ج١، ص١٠٤.
[٧]. صحیفه سجاديه، ص٣٤.
[٨]. دانشنامه جهان اسلام، ج٧، ص٣٧٧.
[٩]. شرح اصول الكافي، ج٢، ص٤١.
[١٠]. «او ذكر جلي صوفيه را مورد تأييد شرع ميداند» (روح الجنان، ج١، ص٣٥٥ و ج٢، ص٤١١).