علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٣٢ - حجيّت و نقش دانشهای بشری در فهم و نقد روايات
و اگر نهیاي از پرداختن به پارهاي از اين دانشها رسيده، نه به واسطه خود علوم، بلكه درباره آثار مترتب بر آنهاست.[١] لذا در ذيل روايتي منقول از امام باقر٧ مينويسد:
بدون شك، هر علمي مفاسدي دارد؛ در صورتي كه از باب آن وارد نشويم و آن را در مسيرش استفاده نكنيم؛ مانند اجتهاد مبني بر قياس و ترك سنت... لذا حمل نكوهش بر منع ممكن نيست، مگر برخي از اعتبارات و وجوه آن.
سپس بعد از يادآوري مفاسد هر يك از روشهاي ياد شده در حديث و نيز علم كلام، مينويسد:
هيچ يك از اين علوم به خاطر وجود مفاسد در آن حرام نيستند، بلكه خوض در آن جايز است و بايد از مفاسد آن اجتناب كرد.[٢]
او در جايي ديگر مينويسد:
اصل اين دانشهاي عقلي اعم از فلسفه و رياضي مضاد با دين نيستند و مخالفت از جانب سياسيون بوده است.[٣]
بنابراين، او با انديشه عدم مخالفت علم با دين و عدم تضاد دانشهاي عقلي با آن، بقاي اسلام را به همه علوم دانسته و آنها را در فهم گزارههاي ديني حجت برشمرده، مينويسد:
اگر هدف از ساير علوم،رسيدن به شناخت خدا باشد، بايد آنها را در زمره علوم الهي برشمرد.[٤]
و با همین مبنا، به تفسير علمي روي آورده و در ذيل آيه Gوَيُمْسِكُ السَّماءَ أَن تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِF[٥] مينويسد:
نگهداري آسمان از افتادن شايد به اسباب طبيعي باشد، مانند تسخير كشتي و شايد به اسباب روحاني باشد، و به مقتضاي عقايد اهل عصر ما اجسام و كرات آسماني ميل دارند به هبوط به تجاذب، اما حركت دوراني آن ـ که معلوم نيست به چه سبب در آنها ايجاد شده ـ مانع افتادن آنهاست.[٦]
و در ذيل تفسيري كه ملافتح الله از آيه Gثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِي قَرَارٍ مَّكِينٍF[٧] كرده، كه حق سبحانه ميفرمايد: «ما نطفه را در رحم جاي داديم و تا چهل روز آنجا سفيد نگاه داشتيم»، به واسطه مخالفت با دانش طب رد كرده، مينويسد:
[١]. همان، ج٤، ص٢٣٢.
[٢]. همان، ج١٠، ص٧٦.
[٣]. او در ذيل آيه Gوَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَF (سوره يس، آيه٤٠) مينويسد: «موافق مذهب قدما و همه منجمین عصر ما، كواكب خود در مداري سير ميكنند و به مذهب بطليموس،كواكب در جسمي مر كوز است و آن را فلك گويند كه چون بگردد و كواكب را بگرداند و ظاهر قرآن مطابق قول اول است و اگر گويي مردم امروز گويند خورشيد ثابت است و زمين بر گرد او ميگردد، و در قرآن نسبت حركت به خورشيد داده است، گوييم: اين بر حسب ظاهر است كه ديده ميشود؛ چنان كه گويي در كشتي نشسته بودم و زمين و درخت از پيش من ميگذشت و بسيار ديدهام منجمين جديد هم ميگويند: آفتاب از اين برج به آن برج رفت و يا حركت ساليانه او چند است و نظرشان به ظاهر است» (منهج الصادقين، ج٧، ص٤٨٥).
[٤]. او در پايان تعليقات خود بر مجمع مينويسد: «تعليقاتي را كه آورده ام به منظور جمع مفاد كلام الهي، با اعتقادات دانشمندان عصر ماست تا اين توهم پيش نيايد كه علم مخالف دين است» (مجمع البيان، ج١٠، ص٥٧١).
[٥]. شرح اصول الكافي، ج٥، ص١٠٢.
[٦]. اين را درذيل حديث چهارم باب «النهي عن الكلام في الكيفية» میآورد، آنجا كه حديث ميگويد: «در زمان گذشته مردمي، علمي را كه وا گذارشان شده بود، ترك كردند و در طلب علمي كه ازآن نهي شده بودند، رفتند...» (همان، ج٣، ص١٥٢) او حتي علم سحر را اگر ضرري به بدن نزند و عقل را مسحور نسازد، نه حرام دانسته و نه حد براي آن جاري ميداند. (منهج الصادقين، ج١، ص٢٦٧).
[٧]. الوافي، ج٢٥، ص٦٨٢ ـ ٦٨٤.