علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٩٣ - قدمت و خاستگاه اِسناد
ريشة عبري آن را نشان داده بود ـ واژهاي دخيل است که دقيقاً از کاربرد زباني متون سنت يهودي وارد شده است. ابناسحاق ـ که در نوشتههاي خود تعابيري چون امر، ذکر، قصه، شأن و خبر را به کار ميبرد ـ هيچگاه «باب» را به اين معنا به کار نبرده است. و دست آخر، اينکه «اِسناد» به معناي لغوياش، همان «أشمَختا»ي عبري را تداعي ميکند. أشمَختا در يهوديت، يعني تکيه کردن يک سنت بر آيهاي در عهد عتيق که در آن آيه، به اين سنت اشارهاي بيابيم.
تا اينجا اسلام و مسلمانان را صرفاً طرف گيرنده به شمار آورديم؛ اما در روي ديگر سکه ممکن است پس از اقتباس کلّيّت نظام اِسناد از ادبيات سنت يهودي، چنين نظامي از طريق مدرسة اِسناد اسلامي به سنت يهودي بازگشته باشد. از همين رو، با وجود فراواني اسامي راويان در متون تلمودي، هيچکس در آنجا تا پيش از دوران اسلامي تلاشي نکرده بود که اسامي راويان و ناقلان [در سنت يهودي] را نظم و ترتيب تاريخي بخشد. قديميترين تلاش به جا مانده براي تنظيم تاريخي نام راويان، سِدِر تنّائيم و أمورائيم است که بعد از سال ٨٨٥ ميلادي تدوين يافته است. [١] پس از آن، نامة گائون شريرا در ثلث آخر قرن نهم ميلادي تأليف شده است. از سوي ديگر، تاريخ ِقديميترين مکتوب عربي درباب نقد اِسناد
به حوالي نيمة قرن هشتم ميلادي بازميگردد.[٢] از آنجا که آثار يهودي فوق در مناطق اسلامي
نگاشته شدهاند، معقول است بگوييم يهوديان اين دوره، در اين توجه تاريخي وامدار و تأثير يافته از مسلمانان بودهاند.
نکات بیشتر دربارة خاستگاه اِسناد
[٢٦٤] شوالی در ویرایش جدیدش از کتاب تاریخ قرآن نلدکه،[٣] در باب این مطلب که من خاستگاه اِسناد را در متون یهود دانستهام، نقدی مطرح میکند، مایلم در اینجا این انتقاد را به اختصار پاسخ گویم.
١. [شوالی میگوید:] «هیچگاه ذکر سلسله روات به عنوان قسمتی از متون یهودی، آن چنان که در حدیث عرب حایز اهمیت بود، حتی تا پایان قرن نخست هجری مهم تلقی نمیشد». درست است که آن هماهنگی و انسجام را که حدیث و سیرة اسلامی در پیجویی سلسله راویان نشان میدهند، مآلاً در متون یهودی نمی توان یافت. شوالی خود متذکر میشود که فقط پذیرش بدون قید و شرط اِسناد به تدریج بسط یافت.[٤] اما پرسش این نیست که آن هماهنگی و انسجام از کجا نشأت میگیرد، چه این امر را بی هیچ مشکلی میتوان برخاسته از تحولات درونی جامعة اسلامی دانست. مسأله این است که نخستین بار استفاده از سلسلة شاهدان یا روات از کجا آمده است؟
[١]. آووتِ ربي ناتان حلقههاي بيشتري براي اين زنجيرة نقل ذکر ميکنند.
[٢]. Cf. the posthumous work by Wilhelm Backer, Tradition und Tradenten in den Schulen Palästinas und Babyloniens (Leipzig, ١٩١٤).
سلسله سندها اندازههاي متفاوتي دارند. برخي از آنها دست کم هشت واسطه نقل دارند؛ مانند: Nedarim ٨a.
[٣]. Bābā mesīʻa ٨٤b.
[٤]. Abot VI.٦ et passim.