علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٤٦ - حجيّت و نقش دانشهای بشری در فهم و نقد روايات
و در بحثي دربارۀ علم خداوند به جزئيات ـ كه در ضمن حديث آمده است ـ علاوه بر رد ديدگاه غزالي، به باور متكلمان و فلاسفه اشاره ميكند و هدف هر دو گروه را يكي به حساب آورده، ميگويد:
او علم به جزئيات دارد، نه به اين صورت كه حس كند و فلاسفه نيز معتقدند علم به جزئيات ندارد، مگر به وجه كلي.[١]
بررسي آثار علامه، بيانگر بهره گيري او از اين دانش شريف است. او در ذيل اين عبارت حديث «لا شَيءَ مَعَ اللَّـهِ في بَقَائِهِ» ـ كه بحث از حدوث و قدم است ـ ، بحث ترتيب استدلال در منابع شناخت را پيش ميآورد و ميگويد:
در اينجا جايز نيست كه به قرآن و حديث و اجماع ملل، مسأله را اثبات نماييم، بلكه بايد به دليل عقل ثابت شود؛ زيرا حجيت ظاهر كتاب و قول معصوم٧ متوقف بر اثبات خداوند اولاً و سپس اثبات نبوت است.
آنگاه بحث حدوث از نظر متكلمان را پيش كشيده، ميگويد:
بحث حدوث از نظر متكلمان ميتواند به سه وجه تقرير شود... و تا آخر حديث همين روش را ادامه میدهد.[٢]
او در ذيل اين فراز از دعاي صحيفه: «يَا اللهُ الّذَي لا يَخفی عَلَيهِ شيءٌ في الاَرضِ وَ لا فِي السَّماءِِ كَيفَ يَخفَی عَلَيكَ يا اِلهي ما اَنتَ خَلَقتَهُ و كَيفَ لا تُحصَی مَا اَنتَ صَنَعتَه او كَيفَ يَغيبُ عنك ما انتَ تُدبّره»، ميگويد:
اين دليلي است كه علماي كلام و حكماي اسلام براي علم پروردگار آوردهاند، سازنده هر چيز علم به مصنوع خود دارد و مؤثر طبيعي كه از فعل خويش غافل است، در حقيقت فاعل نيست.
و بعد از توضیحی میگوید:
و خداوند در این معنا فرمود: Gأَلَا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخـَبِيرُ.F[٣]و[٤]
علامه، در واقع، با بيان اين مطالب درصدد آن است كه دانش كلام را همانند فلسفه و عرفان، به آيات قرآن و ائمه معصوم: مستند سازد. لذا از التوحيد صدوق، كلامي را از امام صادق٧ در پاسخ به سؤال ابن ابي العوجاء ميآورد كه او از امام٧ پرسيد: دليل حدوث اجسام چيست؟ و بعد از پاسخ امام٧ ميگويد:
صدور مانند چنين كلامي ممكن نيست، مگر از روحي كه با آنهاست و سپس به شرح معناي حدوث در علم كلام ميپردازد.[٥]
[١]. همان، ج٣، ص١٥٣.
[٢]. شرح تجرید، ص١٠.
[٣]. عقاید استدلالی، ج١، ص٧.
[٤]. الوافی، ج١٨، ص٩٣٢.
[٥]. شرح اصول الكافي، ج٣، ص٩٢.