علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٧٥ - معرفی و روششناسی شرح نهجالبلاغه ابنمیثم بحرانی
شکایة للزمان و ذمّ له و هو کقوله: إنّا قد أصحبنا في زمنٍ کنودٍ و دهرٍ عَنود.[١]
یا در شرح «حتّی انقطعت النعلُ و سقط الرداء و وُطِئ الضعیف»،[٢] از خطبه ٢٢٠ آورده است:
کقولهِ في الشقشقیة حتّی لقد وُطئ الحسنان و شُقَّ عِطفاي.[٣]
که هر دو در وصف چگونگی بیعت با آن حضرت٧ هستند.
١٧. شرح مفصّل بخشهای مربوط به توحید و خداشناسی:
در مواردی که مضمون خطبه دربارۀ مباحث خداشناسی و توحید بوده است، مؤلف شرح کامل و مفصّلی از آن ارائه کرده است. شرح این خطبهها در سنجش با دیگر شرحها معمولاً بسیار طولانیتر، مفصّلتر و دیریابتر است. از جملۀ این خطبهها میتوان به خطبۀ اول،[٤] خطبۀ اشباح (خطبۀ ٨٨)[٥] و خطبۀ ٢٢٨[٦] اشاره کرد؛ بویژه خطبۀ اول که دربارۀ توحید و مراتب آن و خلقت آسمانها و زمین و ملائکه و... است، طولانیترین شرح را با حدود ١٥٠ صفحه به خود اختصاص داده است و حتی نسبت به دیگر خطبههای هم موضوع و مضمون خود نیز دارای شرح بسیار طولانیتر و مفصلتری است.
١٨. ذکر خاستگاه کنایات و ضربالمثلها:
از دیگر مواردی که در شرح متن به آنها پرداخته شده است، بیان مقصود کنایات و ضربالمثلهاست که غالباً همراه با ذکر داستانی است که باعث به وجود آمدن و رواج این عبارات شده است؛ نظیر آنچه که دربارۀ «اللّتیا و الّتي» در شرح خطبۀ پنجم بیان شده است[٧] یا بیان ریشۀ تاریخی ضربالمثلِ «لو کان یُطاع لِقصیر أمرٌ»، که در اثنای شرح خطبۀ ٣٤ آمده است.[٨]
١٩. مشخص نکردن منبع و گویندۀ برخی اقوال:
مؤلف در برخی موارد، گفتههایی را نقل کرده است، بدون اینکه گویندۀ آنها را مشخص کند یا از منبع خود نامی ببرد. در صدر اینگونه موارد معمولاً عباراتی چون «قال بعض الشارحین»،[٩] «قال بعض العلماء»،[١٠] «قال بعض الفضلاء»،[١١] «قال بعض القدماء»،[١٢] «قال بعضهم»[١٣] یا... به چشم میخورد.
اما در پارهای از موارد نیز نام گوینده و منبع بیان شده است؛ مثلاً:
[١]. همان، ج٥، ص٢٨٤.
[٢]. همان، ج١، ص٣٠٨.
[٣]. همان، ص٣١٧.
[٤]. همان، ج٣، ص١٥٤ـ ١٥٥.
[٥]. همان، ص١٣٢.
[٦]. همان، ص١٣٤.
[٧]. همان، ج٤، ص٨٩.
[٨]. همان.
[٩]. همان، ج١، ص١٤١.
[١٠]. همان، ج٢، ص٣٣٥.
[١١]. همان، ج٤، ص١٣٢.
[١٢]. همان، ج١، ص٣٤٢.
[١٣]. همان، ج٢، ص٨٦.