شرح دعاى سحر« ترجمه فارسى» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١١٧ - تابشى از عرش
عليه السّلام، بينديش كه فرمود: داخل اشياء است ولي نه به ممازجت و خارج از آنهاست، لكن نه به نحو جدا بودن از آنها. [١] و در سخن ديگر حضرتش فرمود: «لابينونة صفة لابينونة عزلة [٢]؛ جدايى ميان خدا و اشياء، جدايى از جهت صفت است نه آن جدايى كه به كنارهگيرى باشد».
حال، چنانچه با به كارگيري ظرافتهاي استعدادي و سلامت ذوق و با سوال و درخواست از حضرت علمي به رساترين كلام و بليغترين بيان و نيكوترين سخن و شريفترين كلمات يعني زبان استعداد و بيان قلب و با ذكر باطن و دعاي قلب به همه آنچه قبلًا گفتيم احاطه كامل يابي، تا از درياي علومش قطرهاي به تو افاضه فرمايد و به جلوهاي از تجليات علمي بر قلبت تجلي نمايد، آن گاه به اذن خداوند متعال و به ياري و توفيق حضرتش، چگونگي نيل من ذاته و لذاته اشياء بدون وجود هيچ حيثيت و جهتي، و نيز نحوه انكشاف اشياء نزد حق به وسيله تعقل نمودن ذاتش ذات خود را در خواهي يافت و عمق اين سخن برايت روشن ميشود: «علمه تعالى بالاشياء هو الكشف التفصيلى فى عين العلم البسيط الاجمالى [٣]؛ علم خداوند به اشياء عبارت است از كشف تفصيلي در عين علم بسيط اجمالي». و نيز حقيقت سخن مولايمان امام صادق (ع) را در حديث اصول كافي در مييابي كه فرمود: «پيوسته خداوند متعال پروردگار ما بود، در عين حال كه علم ذات او بود، ولي هيچ معلومي وجود نداشت و سمع ذات او بود، ولي مسموعي نبود و بصر ذات او بود، ولي مبصري نبود و قدرت ذات او بود، ولي مقدوري وجود نداشت؛ پس چون اشياء را به وجود آورد و معلوم موجود شد، علم او بر معلوم تعلق گرفت و سمع بر مسموع و بصر بر مبصر و قدرت بر مقدور». و نيز فرمايش مولايمان امام باقر، عليه السلام، در روايت كافي برايت روشن ميشود كه ميفرمايد: «كان الله ولا شىء غيره و لم يزل عالما بما يكون
[١]. خطبه اول نهج البلاغه به اين صورت آمده «مع كل شىء لابمقارنة وغيركل شىء لا بمزايلة».
[٢]. در احتجاج؛ ج ١، ص ٢٠١ چنين آمده است: حكم التمييز بينونة صفة لابينونة عزلة.
[٣]. أسفار اربعه؛ ج ٦، ص ٢٦٣- ٢٩٠، سفر سوم، موقف سوم.